بيشتر از پنجاه سال است كه دانشگاه داريم ، با بودجههاى هنگفت كمرشكن كه از دسترنج همين ملت حاصل مىشود ، و در اين پنجاه سال نتوانستيم در علومى كه در دانشگاهها كسب مىشود خودكفا باشيم . ما بعد از پنجاه سال اگر بخواهيم يك مريضى را معالجه كنيم ، اطباى ما بعضيهايشان يا بسيارىشان مىگويند اين بايد برود به انگلستان ؛ پنجاه سال دانشگاه داشتيم و طبيبى كه بتواند كفايت از ملت بكند ، از احتياج ملت بكند ، به حسب اقرار خودشان نداريم . ما دانشگاه داشتيم و داريم و براى تمام شئونى كه يك ملت زنده لازم دارد احتياج به غرب داريم . ما كه مىگوييم دانشگاه بايد از بنيان تغيير بكند و تغييرات بنيادى داشته باشد و اسلامى باشد ، نه اين است كه فقط علوم اسلامى را در آنجا تدريس كنند . نه اينكه علوم دو قسمند . هر علمى دو قسم است : يكى اسلامى و يكى غير اسلامى . ما مىگوييم كه در اين پنجاه سال يا بيشتر كه ما دانشگاه داريم ، فرآوردههاى دانشگاه را براى ما عرضه داريد . ما مىگوييم كه دانشگاههاى ما مانع از ترقى فرزندان اين آب و خاك است .
ما مىگوييم كه دانشگاه ما مبدل شده است به يك ميدان جنگ تبليغاتى . ما مىگوييم كه جوانهاى ما اگر علم هم پيدا كردند تربيت ندارند . مربّى به تربيت اسلامى نيستند .
آنهايى كه تحصيل مىكنند ، براى اين است كه يك ورقهاى به دست بياورند و بروند و سربار ملت بشوند . آن طور نيست كه به حسب احتياجات ملت ، به حسب احتياجاتى كه كشور ما دارد دانشگاه به آن ترتيب رفتار كند ، و نگذارد اين نسلهاى بزرگ و اين جوانهاى بسيار عزيز به هدر بروند و قواى آنها به هدر برود ، در اين پنجاه سال قواى ما را به هدر بردند يا به خدمت خارجيها وادار كردند . معلمين مدارس ما ، معلمين اسلامى به حسب نوع نيست ، و تربيت در كنار تعليم نبوده است . و لهذا آن چيزى كه از دانشگاههاى ما بيرون آمده است ، يك انسان متعهد ، يك شخصى كه براى مملكت خودش دلسوز باشد ، و تمام نظرش به اين نباشد كه منافع خودش را به دست بياورد ، ما نداريم . ما كه مىگوييم بايد بنياداً اينها تغيير بكند ، مىخواهيم بگوييم كه دانشگاههاى ما بايد در احتياجاتى كه ملت دارند ، در خدمت ملت باشند ، نه در خدمت اجانب . ما معلمينى كه در
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 249
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٤٩