وقتى كه رو آوردند كه شصت هزار ظاهراً بود ، يكى از سردارهاى [ اسلام ] « 1 » گفت كه من با سى نفر مىروم با اينها مقابله مىكنم ، با سى عدد . و ما اگر اينها را ترسانديم و سى نفرمان رفت و شصت هزار نفر را عقب نشاند ، اين چشم زخم اسباب اين مىشود كه اينها آن لشكر بزرگشان هم شكست بخورد . خوب ، اشخاصى كه آنجا بودند گفتند سى تا آخر نمىشود . شصت هزار نفر با سى نفر ؟ بالاخره قرار شد كه شصت نفر آدم برود . و اينها مهيا شدند و شصت نفر از جوانها مهيا شدند و شب شبيخون زدند به اين اردوى شصت هزار نفرى . هر نفر مقابل هزار نفر و شكست دادند آنها را ، و اين اسباب اين شد كه لشكر روم كه تهيه ديده بود ، و هشتصد هزار هم دنبالش بود ، آنها هم شكست بخورند و بروند سراغ كارشان . اين قوهء ايمان است . يعنى يك مؤمنى كه اگر بكُشد ، بهشت مىرود و از اينجا بهتر است ، و اگر كشته بشود ، بهشت مىرود و از اينجا بهتر است ، با يك همچو حربهاى كه حربهء ايمان است ، اين ديگر ترس از اين ندارد كه كشته بشود . اين شهادت را براى خودش يك سعادت مىداند . آنهايى كه مقابل شما هست ، براى دنيا مىزنند . آنهايى كه اعتقاد به ماوراى طبيعت ندارند ، اعتقاد به قيامت ندارند ، اعتقاد به بهشت و جهنم ندارند ، آنها براى همين دنياست . مىخواهند دنيايشان درست بشود . خوب ، كسى كه مىخواهد دنيايش درست بشود ، اگر بميرد ، هيچ اين نمىتواند بزند تا آنجايى كه بميرد . اين مىخواهد هى خودش را حفظ كند كه غلبه كند و دنيايش چه باشد .
اما اين آدمى كه براى خدا ، اين آدمى كه براى مقصد الهى قدم برمىدارد و وارد ميدان مىشود ، اين آدم براى دنيا نيست تا اينكه لرزهاى در قلبش بيايد . اين براى خداست . شما الآن كه مهيا هستيد و رفقاى شما ، دوستان شما و آنهايى كه تربيت مىخواهند بشوند به اين تربيت اسلامى ، به اين تربيت نظامى ، اينها اين حربهء اسلام كه ، سلاح اسلام كه عبارت از ايمان است ، بايد به اين هم مجهز بشوند . و اگر به اين مجهز شدند ، اين ، طرفشان را مىترساند . همين قوهء ايمان ، شما ملاحظه كرديد كه ايران و لو سى
هامش
( 1 ) - اصل : ايران .