خواندهاند . او كه گاهى با اشغال نظامى و پياده كردن چتربازان در لانهء جاسوسى و گاهى با محاصرهء اقتصادى و منزوى كردن كشور ، ما را تهديد مىكرد و از آن نتيجه نگرفت ، اكنون دست به يك نقشهء سياسى و يك نيرنگ شيطانى زده است و با نرمش و چاپلوسى مىخواهد ما را اغفال كند و قمار سياسى خود را از رقيبان خود با نيرنگ به ملت ما ، ببرد .
اين نيرنگ جديد كارتر شبيه همان نيرنگى است كه شاه مخلوع در اواخر عمر سلطنت ننگينش زد و در مقابل ملت و روحانيون به چاپلوسى و حيلهگرى پرداخت و دسيسهء او نقش بر آب شد . آقاى كارتر بايد بداند كه با فرستادن شاه مخلوع به مصر و عذرخواهى از اشتباهات گذشته و اعتراف به خيانتهاى امريكا به ملتهاى مظلوم - از آن جمله ايران - و راه حل لانهء جاسوسى را از من كه يك نفر از ملت بزرگ ايران هستم خواستن ، به بيراهه رفتن است . حل اين مسأله به دست هيچ كس جز ملت شريف ايران و مجلس شوراى اسلامى منبعث از آراى ملت نيست . و بايد بداند كه حمايت از شاه مخلوع بعد از آن همه جنايات و خيانتهاى بزرگ و آن چپاولگريها مجالى براى حل به اصطلاح شرافتمندانه نگذاشته است . با سپردن شاه مخلوع - دشمن اسلام و ايران - به دست دشمنى كه با اعمال ننگين خود مسلمانان جهان را سخت آزرده است ، راه حل را پيچيدهتر نموده است . عجب آن است كه سادات نيز مثل كارتر مدعى است كه حس انساندوستى ، او را وادار به پذيرفتن شاه مخلوع نموده است اينان كه در هر فرصت ، ملتهاى بزرگ را كه جرمى جز حق طلبى ندارند ، از پا درمىآورند ، با ادعاى احساس انساندوستى يك نفر جنايتكار را كه در ظرف قريب به چهل سال ، ملتى بزرگ را به تباهى كشيد و دهها هزار انسان بيگناه را به خاك و خون كشيد ، و نزديك به صد هزار نفر را مجروح و معلول نمود ، و اموال يك ملت فقير را به يغما برد ، پناه داده و از او حمايت نموده و مىنمايند و اين را احساس انساندوستى مىنامند و ملت ما و ملت خودشان را به بازى سياسى مىگيرند .
اكنون كه ما گرفتار اشخاصى هستيم كه از هيچ امرى و ارتكاب هيچ جرمى براى رسيدن به مَسند چند ساله روگردان نيستند و از دروغگويى و ياوه سرايى و گفتن و
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 220
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٢٠