كنار مىنشستند . و مىديدند كه اشخاصى را كه مىبرند در مجلس ، يك اشخاصى هستند كه خود آنها ساختهاند و مصلحت مملكت تو كار نيست . حرف البته هميشه بود . هميشه حرف و ثناخوانى و ترقيات . هم در زبان محمد رضا بود و هم در زبان آنهايى كه او تعيين كرده بود . اگر الآن صورت مجلسهاى آن وقت پيدا بشود ، مىبينيد كه سر تا ته مجلس به ثنا و مدح محمد رضا و كسانى كه به او مربوط بودند مىگذشت . در آن زمان مسئوليت ملت نداشت . براى اينكه ، قدرت نداشت و تحت سلطهء خانها در آن وقت و تحت سلطهء آن دو نفر ، رضا و محمد رضا در اين دوره ، و ملت هم هيچ كارى از او نمىآمد و نمىتوانست . نَفس هم نمىتوانست بكشد . از اين جهت هر مسئوليتى پيش خدا و پيش نسلهاى آينده متوجه مىشد ، بر خانها و بر وكلاى خانها در آن زمان بود ، و بر رضا خان و محمد رضا و وكلاى منصوب از قبال اينها در اين زمان بود . اين مال آن زمان .
مسئوليت بزرگ ملت در انتخابات مجلس
اين تلخى مطالب و بىبند و بارى انتخابات و مجلس و امثال ذلك شايد يكوقت اسباب اين بشود كه بعضيها گمان كنند كه خوب حالا هم مثل آن وقت . به اصطلاح آدم مارگزيده از ريسمان خط و خالدار هم مىترسد و ملت ما مارگزيده است . استعمار گزيده است . خان گزيده است و محمد رضا و رضا خان گزيده است . از اين جهت يكوقت مىبينى كه در ذهنشان مىآيد كه خوب اين هم مجلسى مثل آن مجلسها . لكن همه بايد بدانند كه امروز هيچ قدرتى نيست كه بتواند يك وكيل را تحميل كند . از رئيس جمهور گرفته تا ارتش ، تا شهربانى ، ژاندارمرى ، خانها هم كه ديگر چيزى از آنها باقى نمانده است . و اشراف و اعيان هم همين طور . متنفذينى هم نداريم . هيچ كس الآن در ايران ، هيچ مقامى در ايران نيست كه قدرت اين را داشته باشد كه يك وكيل تحميل كند .
بنا بر اين ، امروز مسئوليت به عهدهء ملت است . ملت اگر كنار بنشينند ، اشخاص مؤمن ، اشخاص متعهد كنار بنشينند ، و اشخاصى كه نقشه كشيدهاند براى اين مملكت از چپ و راست ، آنها وارد بشوند در مجلس ، تمام مسئوليت به عهدهء ملت است . هر قدمى كه بر