اين از طبقهء بالاست - چه بود ، من نمىدانم - از آنها مىآمدند زياد . راجع به همين مرديكه « 1 » هم مىآمدند . گاهى هم از امريكا پيغام مىآوردند . از رئيس جمهور امريكا پيغام مىآوردند كه ما را سست كنند . اين در يك قضيهاى كه آمده بود و حرفش را نقل كردند ، گفته بود كه يك قصهاى در چين واقع شد كه سفارتخانه ما در خطر بود . ما راجع به افرادش هيچ ابداً نگرانى نداشتيم . افراد چيزى نيستند . راجع به مبلش ما نظر داشتيم .
مبلهايش زياد قيمت داشت .
اينها يك همچو قماش مردمى هستند كه مبلها را اهميت مىدهند ، نه آدمها را . رئيس جمهور شدن پيش آقاى كارتر ارزش دارد ، نه پنجاه نفر . اينها يك چيزهايى درست مىكنند براى اينكه آنجا براى خودشان يك راهى پيدا كنند و پيش ملت خودشان يك وجاهتى پيدا كنند . و همانطور كه گفتم خدا كر و كورشان كرده كه هر راهى را مىروند ، بر خلاف مصلحتشان است . هر طريقى كه بروند خلاف . بردند او را آنجا به خيال اينكه يك كارى بكنند . شكست خوردند . يعنى افكار مردم عوض شد . بعد لجاجت كردند در اينكه اين را تحويل بدهند . باز هم به ضرر خودشان است . نتوانستند نگه دارند . فرستادند او را به پاناما . اين هم به ضرر خودشان است . حالا اهالى پاناما دارند فرياد مىزنند در خيابانها . [ تظاهرات ] مىكنند كه اين مرديكه را آوردهاند اينجا چه كنند . خوب اين يك بنجلى است كه بايد بيخ ريش ما باشد . اينها اشتباه دارند . بايد بيايد در همين مملكت .
بنجل از ماست . براى چه به پاناما برود ؟ مردم پاناما را چرا اذيت مىكنند ؟ خوب بفرستند او را محل خودمان . ما خودمان مىدانيم چه بكنيم .
محاكمه شاه ، محاكمهء رؤساى جمهور امريكا
و عمده اين است كه خوف آنها نه براى اين آدم است ، نه براى آن پنجاه تاست . اينها نيست . اينكه اصرار دارند كه اين مرديكه نبايد [ به ايران بيايد ] ، براى اين است كه اگر اين بيايد و اينجا محاكمه بشود و محاكمهاش هم يك محاكمهء همچو پنهانى و زير جلى
هامش
( 1 ) - شاه .