تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
آن پافشارى كه آن وقت كرد براى حفظ او ، و آن پافشاريهايى كه كرد براى حفظ يادگار او بختيار ، و آن پافشاريهايى كه بعد كرد ؟ آن بهتر بود براى رسيدن به آن مقام يا اين ؟ حالا رفت . آنها از بين رفتند . بعد بردن يك نفر آدم جانى را به امريكا و پناه دادن به اصطلاح خودش آنجا و پرستارى از يك مفلوك باصطلاح آنها ، اين بهتر بود براى او يا اينكه او را نبرند ؟ جاى ديگرى برود زندگى كند - خوب ، بود جاى ديگر . اينها از باب اين است كه كر و كور شده‌اند . يك كارى كرده حالا ، مثل اين بچه‌ها كه لج مىكنند . سر آن كار لجبازى مىكند . حالا نتوانست او را نگه دارد . اين قدم دومى بود كه نتوانست نگه دارد اين مرد را در امريكا ، و فرستاده‌اش به يك جاى ديگر . خوب اين بهتر بود براى او كه باز سر و صدا در دنيا راه بيندازد ، و در پاناما آن قدر تظاهر بر ضد اين مرد بكنند كه بر ضد امريكاست ، يا اينكه او را مىفرستاد اينجا و به عالم ثابت مىكرد كه من هم طرفدار مظلومها هستم ، طرفدار آنها هستم كه غارت شده‌اند ، نه طرفدار غارتگرها ؟ خودش هم غارتگر است . اما قاعده اين بود كه اگر عقلش سر جايش بود ، قاعده اين بود كه اگر كسى بخواهد راه خودش را ، آنى كه خيالش هست پيش ببرد ، اينها را پيش نياورد تا اينكه يك مملكتهايى بر ضد او تظاهرات در آن واقع بشود .

حربه‌هاى زنگ زده

امروز روزى نيست كه كسى اتكا به سرنيزه بكند . دنيا عوض شده . حالا اگر سابق بود ، پنجاه سال پيش از اين بود ، سى سال پيش از اين بود ، اتكا به سرنيزه يك مسأله‌اى بود . اما وقتى كه دنيا عوض شده است ، ملتها يكى بعد از ديگرى دارند بيدار مىشوند ، دارند از تحت سلطهء استعمار بيرون مىروند . در يك همچو موقعى ديگر جاى صحبت اينكه ما مداخلهء نظامى مىكنيم [ نيست ] ، يك وقت بگويد مداخله نظامى مىكنيم ، يك وقت بگويد نه ما مداخلهء نظامى نمىكنيم ، همين طور مشوش هى صحبت كردن ، براى همان است كه چشمشان باز است و كورند ، نمىبينند . اينها همانى است كه خدا به چشمها و گوشها و عقلهاى آنها غل انداخته . نه از باب اينكه او ابتدا [ غل انداخته ] خود اينها وسيله