كردن است . به يك ملت ظلم كردن است . ظلم هم از همين قماش است . هر دويش در اسلام ممنوع است . نه شما حق داريد به كسى ظلم كنيد ، نه حق داريد كه از كسى ظلم بكشيد . ما ديگر ملتمان اين است كه نمىخواهند از تو ظلم بكشند . نمىخواهند . رؤساى جمهورى امريكا كه تا حالا به ما ظلم كردند و به وسيلهء عمالشان همه چيز ما را از بين بردند و بالاتر از همه نيروى انسانى ما را عقب راندند ، ما از اين به بعد نمىخواهيم اين ظلم را بكشيم . ما مىخواهيم اين آدم بيايد اينجا و محاكمهاش بكنيم . خودش مطرح نيست . خودش يك آدم نيست . آن وقت هم كه بود آدم نبود . خودش مطرح نيست . ما مىخواهيم چه كنيم يك مفلوكى بيايد اينجا . و عاشق جمالش كه مردم نيستند ! ما مىخواهيم اين آدم بيايد اينجا محاكمهاش كنند و پروندههاى قطورى كه از او هست ارائه بدهند . و اين همه معلول و اين همه ناقص العضوى كه به وسيلهء او شده است ، ما ارائه بدهيم به عالم . آقا وضع ما اين است . وضع ملت ما در اين سى و چند ساله حكومت ، اين است . وضعمان اين است كه جوانهاى ما ، اين پيرزنها را بياوريم كه جوانهايشان را از دست دادند . عكس جوانهاشان را نشان بدهند كه اينها آنهايند كه در « سينما ركس « 1 » » مثلًا از بين رفتند .
نگرانى امريكا از افشاى خيانتها
امروز ، الآن يك پيرمردى آمده بود كه چهار تا يا پنج تا شش تا از اولادهاى من در آنجا بودند . خوب ما اين را مىخواهيم بگوييم . اين آقاى انساندوست اين را برده نگه داشته . نه اينكه انسان را مىخواهد نگه دارد . آن خوب ، انسان نيست كه نگهش دارد . اين نه اين است كه براى انساندوستى اين كارها را دارد مىكند . اين خوف اين را دارد كه نبادا تحويل اينجا بدهند و مشت رئيس جمهور امريكا باز بشود كه در آتيه نتواند ديگر رئيس جمهور بشود . يعنى قلمِ « نه » روى او امريكا بكشد كه شما ديگر لايق رئيس جمهورى
هامش
( 1 ) - سينما ركس آبادان كه بيش از چهار صد تن از مردم شهر ، هنگام تماشاى فيلم بر اثر ايجاد يك حريق گسترده در آتش سوختند و جان سپردند .