به « دروازهء تمدن بزرگ » رسيده ، و يا همين چند وقت ديگر همه در « تمدن بزرگ » وارد مىشويم و ايران مىشود مثل يك مملكت پيشرفت كرده ، و ترقياتش چه خواهد شد و چه خواهد شد . ادعا زياد است . اما وقتى همين صاحب ادعايى كه مال اينجا بود معلوم شد حالش ، فهميدند و فهميديم كه اين آدم نه اينكه مىخواست اين ملت را به تمدن برساند ، بلكه مىخواست اين ملت به عقب برگردد ، و نگذارد جلو برود يك قدم ، مأمور اين كار بود . و خدمتش [ را ] هم تا بود خوب انجام داد . يعنى همهء دستگاهها را فلج كرد .
ضربهء جبران ناپذير به نيروى انسانى
شما ملاحظه كرديد كه چه هياهويى اينها درست كردند . براى اصلاحات ارضى چه بساطى درآوردند . در تمام مملكت ما براى اصلاحات ارضى برنامه اين بود كه با اين اسم اصلاحات ارضى ، كشاورزى را زمين بزنند كه ما الآن براى گندممان هم محتاجيم به اينكه از كشورهاى ديگر وارد كنيم . چه هياهويى اينها درست كردند براى اينكه « آزادزنان » و « آزادمردان » ! چه بساطى خودشان و آن انگلهايى كه در مجالس شوراى سلطنتى نه ملى و سنا ، مأمورهاى سازمان امنيت و مأمورهاى خود اين شاه چه هياهويى درست كردند ، براى اينكه ديگر مملكت ما آزاد شد ! آزادزنان و آزادمردان و شما در طول سلطنت اين پدر و پسر و خصوصاً پسر كه يك يادگار خلفى بود براى آن پدر و از او هم جلو افتاد . شما ديديد در طول تصدى اين دو تا جنايتكار ، آزادى براى هيچ كس نبود .
هيچ كس آزاد نبود كه يك كلمه حقى بگويد . آزادى در آن جهت بود كه آزاد كنند تا هر فحشايى مىخواهند ايجاد كنند براى عقب راندن نيروى جوانهاى ما . اينها آن قدر كه به نيروى انسانى اين كشور ضرر زدند به آن ذخاير آن قدر ضرر نزدند . انسانها را فلج كردند .
جوانهاى ما را از بين بردند . جوانهاى ما كه بايد خدمت بكنند به اين كشور ، كشاندند به يك جاهايى كه در آنجاها جز اينكه افكارشان فلج بشود و نتوانند خدمت بكنند به اين مملكت ، چيز ديگرى نبود . تمام مراكز فحشا را اينها درش را باز كردند و با بوق و كرنا ترويج كردند و كمك كردند كه اين جوانهاى ما بروند در اين مراكز فحشا و فلج بشوند .