مىخواهد مردم او را به روشنفكرى بشناسند . او مىخواهد مردم او را به آن چيزهايى كه پيش ملت رايج است بشناسند .
خطر فرصت طلبان و منافقان
امروز مردم متوجه به اسلامند ، آنها هم به اسلام روى آوردهاند . مردم انقلابى شدهاند . يك دسته ديگر جوانهايشان را دادند ، يك دسته ديگر اموالشان از بين رفته ، يك قشر ديگر فرياد زدند ، و اينها توى خانهها نشسته بودند . اگر كمك نمىكردند ، لا اقل كارى نداشتند . تماشا مىكردند ببينند كى جلو مىافتد . در خارج نشسته بودند ؛ در خارج ايران . در داخل ايران نشسته بودند و نظر دوخته بودند كه ببينند كدام طايفهاى كه با هم دارند جنگ مىكنند غلبه مىكنند . هر كدام غلبه كردند بروند زير علم آنها . حالا مسلمانها غلبه كردند ، آمدهاند زير بيرق مسلمانها . لكن شيطنتشان را دست برنمىدارند . زير [ پرده توطئه مىكنند ] در ظاهر فرياد مىكنند و اسلام را ترويج مىكنند و رژيم سابق را « طاغوت » مىگويند و رژيم فعلى را « جمهورى اسلامى » مىگويند . لكن در زير پرده مخالفت مىكنند با اسلام . مخالفت مىكنند با جمهورى اسلامى . اگر امروز كارتر پيش بيايد ، اينها سينه زن براى كارترند ، حالا هم در زير دارند سينه مىزنند برايش . الآن هم روابط با امريكا ، هم مستقيم هست هم مع الواسطه . هر كس پيش بيايد آن طورى است .
منافقين اين طورند . اصلًا اين صفت منافقين است . در زمان رسول اللَّه هم آن گرفتاريى كه اسلام براى منافقين داشت و از دست منافقين داشت ، از دست كفار نداشت . كفار ايستاده بودند در مقابل هم و جنگ هم مىكردند و تو سر هم مىزدند و پيش مىبردند و يا عقب مىنشستند . لكن با منافقين چه بكنند ؟ منافقى كه آمده و مىگويد من براى اسلام هستم و اسلام آوردم ؟ و مثل اسلام ابو سفيان و دارودسته او ، با او چه بكنند ؟ اين كه دارد مىگويد من مسلمانم ، با مسلمان كه نمىشود كارى كرد ، اين كه ظاهرش آمده و اسلام و نماز هم مىخواند و جماعت هم مىخواند و پاى منبر رسول اللَّه هم مىنشيند و اشك هم مىريزد ، با اين كه نمىشود كارى كرد . امروز هم مسلمانها مبتلاى به دستهاى از منافقين