اعتقاد به خدا داشته باشد و خيلى اهميت ندهند به اين مسائل مادى و به اين مكتبهاى مادى ، باورشان اصلش نمىآيد . آقاى كارتر باورش نمىآيد كه يك كسى براى بشر دلش بسوزد . خودش مىگويد كه من محمد رضا را براى « بشر دوستى » نگه داشتم آنجا ، بشر دوستى را ببينيد ! يك آدم براى بشر دوستى محمد رضاى جانى پنجاه ساله را نگه داشته و همين بشر دوستى اقتضا كرده است - امروز خواندم در روزنامه ، در ديروز بود ، كى بود - كه محاصرهء اقتصادى ايران ، حصر اقتصادى در دست طرح است . ايشان مىخواهد كه مملكتى را ، ملتى را از گرسنگى بكشد از باب انساندوستىاش ! از بس انساندوست است ! آن جانى كه اين قدر انسانها را كشته و آن قدر انسانها را از همه چيز ساقط كرده ، برده نگه داشته . حالا يك مملكت را يك روز مىگويد ما محاصره اقتصادى مىكنيم . معناش اين است كه ما همچه محاصره مىكنيم كه شما از گرسنگى بميريد . از بشر دوستىاش ! يك روز هم مىگويد كه ما مىآييم دخالت نظامى مىكنيم كه بكشيم و بزنيم و [ از بين ببريم ] و از بس كه انساندوست است ! ويتنام هم همين بود .
انساندوستى ايشان بود ، و ساير جاها هم همين مسائل است . اينها باورشان نمىآيد كه انسان را بايد دوست داشت . باورشان نمىآيد . هر چى مىخواهند براى خودشان . الآن اين آدم دارد دست و پا مىكند براى چند سال ديگر كه مىخواهد رئيس جمهور بشود .
يك چند سالهء ديگر دلش مىخواهد كه رئيس جمهور بشود ، اين الآن تمام نظرش به آن است . فوج فوج آدم كشته بشود ابداً به فكرش نمىآيد كه اين يك [ مسأله غير انسانى ] هست . همهء مملكت هم به باد فنا برود آن به رياست جمهورش برسد ، هر چى مىخواهد بشود .
قيام جهانى مستضعفان
لكن ما به او « 1 » اعلام مىكنيم كه اصلًا دنيا يك جور ديگر شده . غير آن وقت است دنيا . تحولى پيدا كرده . مستضعفين قيام كردند . در مقابل سيل مستضعفين نمىشود كسى
هامش
( 1 ) - كارتر .