سنگفرشهاى خيابان ما را ، اسفالتهاى خيابان ما را رنگين كرده است با خون جوانهاى ما ، ذخاير ما را برداشته و دزديده و برده است ، اينها بردهاند پناه دادهاند يك همچه مجرمى را . و مخالف همه قوانين دنياست كه هر مجرمى كه در يك جايى جرم كرد بايد در محل خودش ، در همان جايى كه جرم كرده محاكمه بشود . اينها با يك انگيزههاى بچگانه اين را بردهاند نگه داشتند . و حالا هم كه ما مطالبهء آنها را مىكنيم ، ما را مىترسانند از كشتيهايشان كه آمدند در آبهاى نزديك آبهاى خليج ، و از طيارههاشان و از اينها . ما از چه مىترسيم ؟ ما از طيارههاى اينها مىترسيم ؟ ما از كشتيهاى اينها مىترسيم ؟
هشدار به امريكا
ما اشخاصى هستيم كه در اين راه ، شهادت را سعادت براى خودمان مىدانيم . ملت ما الآن هم از من مىخواهند كه دعا كنم كه شهيد بشوند . ملتى كه شهادت را مىخواهد او را از چه مىترسانند ؟ او را از مردن مىترسانند ؟ اينها شهادت را شرف خودشان مىدانند .
آنها ما را از مردن مىترسانند ؟ مردن براى آنها ترس دارد كه قائل نيستند به ماوراى طبيعت . كسى كه خدا را مىشناسد ، كسى كه قيامت را اطلاع دارد . . . ، كسى كه اعتقاد دارد به ماوراى طبيعت ، اين از چه مىترسد ؟ امريكا اشتباه مىكند . آقاى كارتر اشتباه مىكند كه خيال مىكند كه مىتواند يك همچه كارى بكند . دنيا نمىگذارد كه او همچه كارى بكند . خود ملت امريكا نمىگذارد كه او اين كار را بكند . مگر يك كار آسانى است براى امريكا كه بيايد و ملت ما را قتل عام كند . يك كارى نيست كه او بتواند اين كار را بكند . بر فرض اينكه بتواند ، ملت ما با چنگ و دندان آنها را نابود خواهند كرد . و جوانهاى ما الآن اعلام كردهاند كه اگر اينها يك وقت بخواهند يك همچه كارى بكنند ، ما سفارتخانه را با هر كس در آن هست منفجر مىكنيم . و اگر يك همچو بشود ما نمىتوانيم اين جوانهايى كه الآن در غرور جوانى هستند و ظلم ديدند ، آنها را كنترل كنيم . ما نمىتوانيم جلوى يك ملتى را كه پنجاه سال ظلم ديده است و پنجاه سال و بيش از سى و چند سال از يك آدمى ظلم ديده است ، از يك آدمى قتل عامها ديده است ، برادرها را كشتهاند ، پدرها را