تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
دشمن هستند ، براى اينكه از اسلام بدى ديده‌اند ، اسلام نمىگذارد كه اينها مخازن ما را از بين ببرند . و هم روحانيت را معارض خودشان مىدانند ، و اين را مىخواهند بشكنند . رضا خان كه آمد تمام نظرش به اين بود كه اين قدرت آخوند را بشكند . تمام نظرش اين بود ، لكن مأمور بود ، لكن مأمورِ معذور ، نه . مأمورى بود كه معذور هم نبود . تمام قوايش را صرف اين كرد كه اين لباس را از تن اينها بيرون بياورد . در آن مدرسه دار الشفا من حجره آنجا داشتم ، در آن بحبوحهء فشار به ملت ، فشار به روحانيت ، در آنجا ما يك حجره‌اى داشتيم . رفقاى ما در مواقعى كه از كارهاشان فارغ مىشدند ، آنجا مىآمدند مجتمع مىشدند . يك روز يك نفر كارآگاه آمد در حجره و بعد آمد توى حجره نشست گفت كه : بنا بر اين است كه در تمام ايران شش نفر معمم باشد يك بنايى بود كه از اين عمامه‌ها اينها مىترسيدند ، چرا ؟ براى اينكه اين عمامه‌ها توى مردم به عنوان « نايب پيغمبر ما جاى تو خالى است » بودند ، مردم از اينها حرف مىشنيدند ؛ از اين مسجدها مىترسيدند . اخيراً براى هر مسجد ، يك سرهنگ بازنشسته گذاشته بودند مأمور مسجد ! براى اينكه از اين مساجد مىترسيدند . آنها كوشش كردند كه اين لباس را از تن روحانيت بيرون بياورند و روحانيت را خلع كنند از آن پُستى كه دارند و به حمد اللَّه نتوانسته‌اند . حالا نوبت شما شد ؟ حالا نوبت اين شده است كه شما هِى هر كدامتان يك نِقى بزنيد به روحانيت ، يك روحانيتى كه اين همه خدمت به ملت كرده و نجات داده چندين مرتبه از مهلكه ، اين ملت را . حالا آقايان آمده‌اند با قلمهايشان و با قدمهايشان و با كلماتشان از اين روحانيت انتقاد مىكنند . من نمىخواهم بگويم سرتاسر ، هر كه عمامه دارد كذاست ، نايب الامام است ، نيست ، همچو حرفى نيست . لكن آنها كه مىشكنند ، بدها را نمىشكنند ؛ اينها با خوبها بدند ، با بدها خوبند ! بدهايى كه هم پُست آنها هستند و همرأى آنها هستند و در خدمت دستگاه هستند و بودند ، با اينها بدى ندارند . اينها با آنهايى كه خوبند ، بدند ! اينها با طالقانى بدند . من مىگويم كه اين قدرت را همچو يك كاسه نكنيد و بشكنيد . اين يك قدرت الهى است كه از آن استفاده كنيد .