مسجد سليمان يا امثال او اين طور است . همان زاغهنشينهاى تهران - كه من نجف كه بودم صورت محلههايشان را پيش من آوردند ؛ گمان مىكنم حدود سى محله نوشته بودند . محلههايى اسم برده بودند كه فلان محله در كجا ، فلان در كجا ، فلان در كجا ، فلانها ، حصير نشينند ، فلان جاها مثلًا زاغه نشينند - اينها هم هيچيك از اين چيزهايى كه مربوط به يك شهرى است ندارند ، نه آب دارند ؛ نه برق دارند ؛ نه اسفالت دارند . اينها آب را هم بايد از آن گودالها با پلههاى زيادى طى بكنند و بيايند لب خيابان تا برسند به يك شير آبى و آب ببرند براى بچههايشان . هر چندين نفرشان در يك سوراخى ، كه نمىشود اسمش را خانه گذاشت . يا يك چَپَرى « 1 » درست كردهاند ؛ يك حصيرى درست كردهاند ، اين طورى زندگى مىكنند . و اين مسألهاى است كه در بسيارى از جاهاى مملكت هست . و از اطراف هم ، اين عشاير اطراف ، اينجا مىآيند ، همين حرفهايى كه شما مىزنيد ، كه نداريد هيچى ، آنها هم مىگويند . منتها هر كسى محيط خودش را اطلاع دارد ، و از محيطهاى ديگر بىاطلاع است ؛ خيال مىكند جاهاى ديگر درست شده ، اينجا نشده . نخير ، بنا بر اين بوده است كه ذخاير ما را ببرند ، و خود ما در يك مملكت غنى ، يك مملكتى كه داراى همه چيز است ، گرسنه به سر ببريم .
محروميتزدايى از روستاها
و من اميدوارم كه با اين تحولى كه الآن شده است و دست آنها كوتاه شده است و دست چپاولگرها كوتاه شده است و ملت ايران قيام كرد و جبّارها را خارج كرد و اين چيزهايى هم كه حالا هست ، اينها هم از بين خواهند رفت و مملكت هم مال خودتان خواهد شد ؛ و دولت هم اسلامى است ، و اوّل برنامهاش اين است كه از روستاها و از آنجا شروع كنند به اصلاحات ، و مشغول هم هستند ؛ لكن اين قدر پريشانى زياد است و اين قدر آشفتگى زياد است كه اينها در عين حالى كه همه مشغولاند نمىتوانند برسند به اين زودى . اين البته بايد با يك مهلتى باشد . و مسلَّماً ان شاء اللَّه خواهد اين ميسَّر شد ،
هامش
( 1 ) - خانهاى كوچك كه از گِل و شاخهء درختان درست شود .