خيابان عبور مىكردم ، همين طور كه آدم مىرفت موسيقى بود . در تمام دكانها صداى موسيقى كه پخش مىشد ، همين طور تا آخر موسيقى بود ، اين مغز را اين طور متزلزل مىكردند . حواس را مىبردند دنبال اين مسائل ، كه مبادا راجع به آن مسائلى كه مربوط است به زندگىشان ، مربوط به مسائل انسانىشان هست ، مربوط به استقلال مملكتشان است ، مبادا متوجه به او بشوند ، و همين طور هم هست . توفيق هم يافتند كه اصلًا در طول اين پنجاه و چند سال ، الّا كمى از اوقات ، آن هم كمى از مردم ، باقى توجه به اين مسائل اصلًا نداشتند .
تبليغات دامنهدار و مسموم عليه روحانيت
از آن طرف ، تبليغات دامنهدار كه طبقهء روحانى را جدا كنند از مسائل روز . آن چنان تبليغ كرده بودند كه اوايلى كه من - همان سال اول و دوم - آمدم به قم ، در قم وضع جورى بود كه يكى از روحانيون كه رئيس بود ، مورد طعن مردم بود ، مىگفتند : در منزلش روزنامه پيدا مىشود ! روزنامه پيدا شدن در منزل يك روحانى را نقصش مىدانستند . فلان آخوند « سياسى » است ! طعن مىزدند به اينكه فلان آخوند « سياسى » است . جدا مىكردند روحانيون را ، محدودشان مىكردند به همان مسائل شخصى ؛ و از مسائل اجتماعى و مسائل سياسى همچو جدا مىكردند ، و تبليغات همچو بود كه يك آخوندى اگر چنانچه مىخواست در اين امور دخالت كند مىترسيد از مردم ؛ « 1 » ) 79 ( مىشد ؛ كنار گذاشته مىشد ، اين طور درست كرده بودند . اين هم يك باب واسعى بود براى جدا كردن روحانيون از مسائل روز . يك باب واسع هم جدا كردن روحانيون از دانشگاه بود كه اين هم نقشه بود ، براى اينكه مِنْ باب اتفاق اينها به نظر نمىآيد باشد ، همهء اينها طرحهايى بود كه درست كرده بودند براى اينكه استفادهها را ببرند و كسى حرف نزند .
جدا كردن روحانيون از دانشگاه ، پيش روحانيون اين طور منعكس مىكردند كه
هامش
( 1 ) - مورد طعن و لعن قرار گرفته .