مىخواهند مصالح ايران را از بين ببرند فرصت پيدا بكنند .
امروز وقت اين نيست كه شما يكوقت بگوييد كه فرصت طلبها آن روحانيونند . الآن در حبسهاى انقلابى ما عدهاى هستند از اين معممين كه در حبسند . عدهاى هستند كه نمىتوانند سرشان را بالا بياورند ، در انزوا هستند . آن طور نيست كه روحانيون بخواهند تحميل بشوند به جامعه . شما زندگى روحانيون را امروز هم برويد تفتيش كنيد ، اين مدرسههاى ما را تفتيش كنيد ، خانههاى روحانيون را - به استثناى بعضى - تفتيش كنيد ؛ ببينيد كه وضع اين طور است كه اينها مىخواهند كه قدرت در دست بگيرند ؟ اينها مىخواهند همهء كارها دست خودشان باشد ؟ يا روحانيون مىبينند آن چيزى كه جامعهء ما را به پيش راند و يك همچو قدرت عظيمى كه احتمال اينكه بشود آن قدرت را از دست گرفت و سركوب كرد آن با اسلام واقع شد . جوانهاى ما اسلام در نظرشان بود . ابداً به مرگ اعتنا نمىكردند . جوانهاى ما - من چه در نجف بودم و چه اينجا كه آمدم و حالا هم همين طور است - مىآيند به من مىگويند كه دعا كن من شهيد بشوم . يك همچو تحول روحى از غير اسلام نمىشود . روحانيون اين را ادراك كردند كه اسلام بود كه توانست اين قدرت را بشكند ، و احكام اسلام است كه مىتواند اين جامعهء ما را مستقل و حفظ كند و آزاد . از اين جهت قانون بايد اسلامى باشد و قانونشناس هم بايد اسلامى باشد .
لزوم نظارت روحانيون بر قانون
ما چنانچه فرض كنيد اشخاصى كه به آنها رأى مىدهيم ، يا مردم اشخاصى را كه رأى مىدهند در ميان آنها روحانى زياد است ، براى اين نگرانى است كه چنانچه روحانيون نباشند شما را باز به غرب مىكشند . قانون شما را غربى مىكنند . همان مسائل سابق را براى شما پيش مىآورند ، از اين جهت اينها بايد نظارت كنند . اگر اينها نباشند و نظر نكنند باز مسائل سابق عود مىكند .
روحانيون ، عمر خود را صرف اسلام كردهاند
ما نمىخواهيم بگوييم كه همهء روحانيون ملائكة اللَّه هستند ، لكن آن قشرى كه