لواى اسلام دارد اداره مىشود ، اين مملكت هم بايد اجزايش اسلامى باشد ؛ اگر چنانچه در اين مقطعى كه از زمان ما هستيم و در اين وقتى كه ما ادعاى تبديل طاغوت به اسلام ، همچو ادعايى را داريم ، اگر چنانچه ما كه معمّم هستيم و شما كه پاسدار هستيد بر خلاف آن طورى كه بايد پاسدارهاى اسلامى ، روحانيون كه پاسدارند ، شماها كه پاسداريد ، بر خلاف او اگر يك وقت يك عملى صادر بشود ، و لو از يك مصداق ، يك فرد صادر بشود و ديگران جلويش را نگيرند ، آنهايى كه الآن متوجهاند كه به ما اشكال كنند ، يكى را هزار مىكنند و در بوقهاى تبليغاتى در خارج و در داخل . منتها در داخل به يك طرز ديگر ، و در خارج با صراحت كه اسلام هم همان است ! تغييرى حاصل نيست . اسلام اصلش همين طورى است ! اسلام هم مثل رژيم شاهنشاهى است ! منتها اينها حالا يك اسمى جاى يك اسمى گذاشتهاند . رأى دادهاند فقط به يك چيزى اما محتوا محتواى ديگرى است ؛ يك چيز ديگرى است . اسلام اين جورى است ! آن وقت « سازمان امنيت » مردم را آزار مىكرد ؛ حالا پاسداران اسلامى ! آن وقت رؤساى طاغوتى به مردم تعدّى مىكردند ؛ حالا رؤساى جمهورى اسلامى . آن وقت روحانيون در زمان طاغوت بودند ؛ اگر يك كارى از آنها از بعضيشان صادر مىشد ، مردم مىگفتند كه اينها ساواكى هستند . يكى كار خلاف مىكرد ، نمىگفتند كه اينها نوكر اسلاماند و اين كار را مىكنند ؛ مىگفتند اينها جزء ساواكاند . امروز اگر از يك روحانى صادر بشود ، كى مىگويد ساواكى است ؟ كى مىگويد كه الزام دارد به اين كار ؟ . . . اگر امروز يك خطايى از يك نفر معمّم صادر بشود و سايرين جلويش را نگيرند و اعتراض نكنند - جنگ لازم نيست . اعتراض ، گفتن « ، نهى از منكر » - در خارج آنهايى كه دشمن شماها هستند منعكس مىكنند كه جمهورى اسلامى با رژيم شاهنشاهى هيچ فرقى ندارد . فقط يك اسمى تغيير كرده ؛ و الّا واقع همان واقع است . دليلش هم اين است كه اين پاسدارها ببينيد مثل ساواكيها عمل مىكنند ! اين كميتهها ببينيد مثلًا چه عمل مىكنند . اين دادگاهها را ببينيد مثل همان دادگاههاى طاغوتى است . و هكذا و هكذا . آنكه امروز نگرانى دارد ، آنكه امروز مصيبت است براى ما ، اين است كه مكتبمان ، يعنى اسلاممان ، در معرض اين است كه دنيا به آن پشت بكنند ، و با
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 486
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٨٦