قتل عام مىشديم ، چيز مهمى نبود ؛ براى اينكه در راه حق بوده است ، و مكتبمان محفوظ بود ؛ و كوشش خودمان را آن قدرى كه مىتوانستيم كرديم ؛ منتها زورمان نرسيد آنها غلبه كردند ؛ چنان كه اولياى حق هم بسيارىشان مغلوب شدند ، لكن مكتب محفوظ بود ؛ سيد الشهدا - سلام اللَّه عليه - با همهء اصحاب و عشيرهاش قتل عام شدند ، لكن مكتبشان را جلو بردند ؛ شكست در مكتب نبود پيشروى بود ؛ يعنى بنى اميه را تا ابد شكست داد قتل سيد الشهدا ؛ يعنى آن اسلامى كه بنى اميه مىخواست بد نمايش بدهد و با ادعاى خلافت بر خلاف همهء موازين انسانى عمل بكند ، آن را سيد الشهدا - سلام اللَّه عليه - با نثار خون خودشان آن رژيم را ، رژيم فاسد را ، شكست داد ، و لو مقتول شد ؛ ما اگر در رژيم سابق در اين مبارزه شكست مىخورديم و آن مكتبمان محفوظ مىماند ، دست نخورده مىماند ، و خودمان از بين مىرفتيم خيلى اهميت نداشت ؛ براى اينكه سيد الشهدا هم كشته شد ؛ امير المؤمنين هم در جنگ با معاويه شكست خورد .
توطئه با قلمهاى زهرآلود
اما حالا ما سر دو راهى واقع شديم . اين اهميت دارد . آن دو راهى اين است كه چه بكنيم كه مكتبمان محفوظ باشد ؛ و چه اعمالى مكتب ما را به باد مىدهد . شما پاسدارهاى عزيز محترم ، كه علاقهمند هستيم ما همه به شما ، چه بكنيد ؟ چه اعمالى از شما صادر بشود كه اين اعمال در اين رژيمى كه الآن رژيم اسلام است ، الآن جمهورى اسلامى است ، مملكت ما رژيمش الآن به رفراندم جمهورى اسلامى شده ، اگر ما الآن يك اعمالى به جا بياوريم ، ارتكاب يك كارهايى بكنيم كه بر خلاف موازين شرعيه باشد ، بر خلاف موازين عدالت باشد ، مثلًا فرض كنيد كه جوانى از ما بر خلاف موازين يك تعدى به غير بكند ، يك جوان كه به عنوان پاسبان اسلام است بريزد در خانهء يك كسى و يك كار زشتى بكند ، امروز اين را ديگر پاى اين شخص حساب نمىكنند ، مىگويند پاسدار اسلام هم اين طورى است ؛ در رژيم سابق ساواكيها اين كارها را مىكردند ، در رژيم حالا هم پاسداران اسلام اين كار را مىكنند . اگر به پاى شخص حساب مىشد و مكتب