شهوات را مىگيرد ؛ اسلام نمىگذارد كه لخت بروند توى اين درياها شنا كنند . پوستشان را مىكند ! با زنها لخت بروند آنجا ، و بعد زنها لخت بيايند توى شهرها ! مثل كارهايى كه در زمان طاغوت مىشد . همچو كارى اگر بشود ، پوستشان را مردم مىكنند . مسلمانند مردم . نمىگذارند زنها و مردها با هم داخل هم بشوند و توى دريا بريزند و به جان هم بيفتند . « تمدن » اينها اين است ! اينها از تمدن اين را مىخواهند . اينها از آزادى اين را مىخواهند ! آزادى غربى مىخواهند . و آن اين است زن و مرد با هم لخت بشوند و بروند توى دريا [ يا ] بروند توى - نمىدانم - جاهاى ديگر شنا كنند ! اين تمدنى است كه آقايان مىخواهند ! اين تمدنى است كه در رژيم سابق تحميل بر مملكت ما شد ، كه بعد از اينكه مىرفتند زن و مرد در دريا ، زنها همانطور لخت و همانطور لخت مىآمدند توى شهر ! مردم هم جرأت نمىكردند حرف بزنند . امروز اگر يك همچو چيزى بشود ، اينها را ما خواهيم تكليفشان را معين كرد . و دولت هم معين كرد . البته دولت [ به ] طورى كه وزير كشور گفتند ، گفتند ما جلويش را گرفتيم . اگر نگيرند ، مردم مىگيرند . مگر مازندرانيها مىگذارند يا رشتيها مىگذارند كه باز كنار درياشان مثل آن وقت باشد ؟ مگر بندر پهلوىاىها « 1 » مردهاند كه زن و مرد با هم در يك دريا بروند و مشغول عيش و عشرت بشوند ! مگر مىگذارند اينها را ؟ تمدنهاى اينها اين است . آزادىاى كه آنها مىخواهند همين . اين جور آزادى ! بروند قمار بكنند و با هم لخت بشوند و با هم [ سرگرم عيش و نوش ] بشوند . . . .
خطر رياكارى و سوء استفاده از آزادى
آزادى در حدود قانون است . اسلام از فسادها جلو گرفته . و همهء آزاديها را كه مادون فساد باشد داده . آنى كه جلو گرفته فسادهاست كه جلويش را گرفته است . و ما تا زنده هستيم نمىگذاريم اين آزاديهايى كه آنها مىخواهند ، تا آن اندازهاى كه مىتوانيم ، آن آزاديها تحقق پيدا كند .
هامش
( 1 ) - بندر انزلى در دوران پهلوى به اين نام خوانده مىشد .