مجرد اينكه من ادعا كنم كه پاسدار اسلام هستم ، از باب اينكه يك نفر طلبه هستم و طلبه شغلش پاسدارى است ، مجرد اين تا يك نمونهاى نداشته باشد ، نشانه و علامتى نداشته باشد ، اين ادعاست ، ادعايى كه بر فرض اينكه من بتوانم اين ادعا را به مردم جا بزنم ، پيش خدا واضح است كه درست نيست . كوشش كنيد كه در اين مرحلهء دوم ، كه ما الآن هستيم ، و بعد هم مرحلههاى ديگر هست ، پاسدار باشيد . شماها كه الآن پاسدارى كرديد تا حالا - و خداوند همهتان را تأييد كند - كوشش كنيد كه در اين مرحلهء دوم ، كه مرحلهء حكومت عدل است ، رژيم عادلانه است ، رژيم اسلام است ، جمهورى اسلامى است ، در اين مرحله به وظايف پاسدارى در اين مرحله قيام كنيد . پاسدارى در اين مرحله اين است كه از عدالت پاسدارى كنيد ؛ از حكومت عدل پاسدارى كنيد . اگر خداى نخواسته ، فرض كنيد يك نفر جوان مسماى به « پاسدار » به رفيقش ، به منزل يك كسى ، به خانهء يك كسى ، به مال يك كسى ، تعدى بكند ، آن از پاسدارى خودش همين طورى مخلوع است . لكن شماها جديت كنيد ، كه او را يا هدايت كنيد ؛ يا از صف خودتان كنارش بزنيد ؛ كه ممكن است يك كار خلاف از يك نفر در يك جمعيت بر خلاف تحقق پيدا بكند ، و همهء جمعيت به او آلوده بشود ، بگويند پاسدارها اين طور هستند . يكوقت بود مىگفتند كه فلان آدم اين طورى است ، يكوقت است مىگويند پاسدارها اين جورىاند . كوشش كنيد كه مبادا يك همچو مطلبى پيدا بشود كه گفته بشود كه پاسدارها فلان جور هستند . اين خيلى كوشش لازم دارد .
مسئوليت سنگين پاسداران اسلام
چنانچه ما هم ، آقايان هم ، بايد كوشش كنند به اينكه گفته نشود روحانيون اين جور هستند ؛ آخوندها اين جورند . امروز همهء چشمها به اين كشور دوخته است . و بيشتر چشم آنها كه مىخواهند مناقشه كنند ؛ مىخواهند اشكالتراشى كنند ؛ مىخواهند اين نهضت ما را يك نهضت صحيح ندانند . چشمها الآن [ به ] اين مطلب دوخته شده است . مناقشه مىكنند ؛ مىنويسند در روزنامههاى خارج ، زياد مىنويسند . اينجا در روزنامهها شايد با