فاسد كردند و يك طبقه كه حالا چهل ساله هستند ، سى ساله هستند ، اينها فاسد شدند ، اين يك عمر مىخواهد اين طبقه را دوباره آدم برگرداند به حالى كه بايد رشد بكند . اين از همهء ضربههايى كه به ما وارد شده است بدتر است . و مهم هم براى آنها همين بوده است . آنهايى كه مىخواستند ما را از بين ببرند و هر چه داريم ببرند و هيچ كس هم حرف نزند . آنها دنبال اين بودند كه تمام نيروهاى انسانى را تباه بكنند ؛ حالا يا به دست تبليغاتى كه كردند دامنهدار ؛ يا با فشارها و امثال ذلك نيرو را از دست ما بگيرند . كه الآن ما وقتى كه وارد بشويم و بخواهيم اصلاحش بكنيم ، از حالا بايد آن طبقهء بچه و جوان كوچك را كم كم تربيت كنيم تا برسد به آنجا . آن بزرگها را همچو كردند كه كم مىشود اصلاحشان كرد .
اصلاح امور توسط متخصصين آن امر
الآن شما كه در بانك « 1 » هستيد نبايد بگوييد كه در شهردارى خرابى است ، بايد چه كرد . شما ببينيد در بانك چه خبر است ، بايد [ چه ] بكنيد ، عمل بكنيد . بانك را ببينيد مفاسدش چه بوده است ؛ اشكالاتش چه بوده است ؛ چه جور بايد ما يك بانكى درست بكنيم كه مفيد براى كشورمان باشد ؛ چه چيز مضر بوده است ؛ چه برنامههايى خلاف بوده است . اينها را بايد شماها خودتان همه با هم تفاهم كنيد و مشكلات بانك را برداريد . اين تكليف شما . من هم كه طلبه هستم ببينم مشكلات مثلًا طلبگى چه بوده ، مشغول اين بشوم . آن هم كه شهردار است بايد مشكلات شهردارى را بيند كه چى است ، آن هم آن را حل بكند . اگر اين طور بشود ، اين جور با هم همكارى به اين معنا كه هر كس در هر محلى كه هست همان محل را وجههء نظر خودش قرار بدهد و بنا بگذارد كه اين محل را درستش بكند ، بعد از مدتى ان شاء اللَّه مىبينيم شهردارىمان درست شد ؛ مىبينيم بانكمان هم درست شده ؛ مىبينيم كشاورزىمان هم درست شده . « 2 » همه با هم ، اما به اين معنا كه
هامش
( 1 ) - اصل : شهردارى .
( 2 ) - قطع و وصل نوار .