اين « مقلب القلوب » و اين « محول الاحوال » حال شما را به « احسن حال » متحول كرد « . احسن حال » اين است كه براى او و براى بندگان او خدمت كنيد و براى احكام او خدمت كنيد و شما همه به حمد اللَّه براى او خدمت مىكنيد و براى بندگان او و براى مخلوق او . اين حال بهترين حالهايى است كه براى ما هست و براى شما . و به حمد اللَّه موفق هستيد . و خداوند توفيق شما را هر چه بيشتر كند .
زيان بيان پى در پى كاستيها و نارساييها
و يك مطلب ديگرى كه باز بايد بگويم ، و ما مبتلاى به اين هستيم ، شايد بسيارى از روزها - امروز هم غير از شما هم بودند اشخاصى - بيان اشكالاتى كه الآن هست . در همهء نواحى ، هر جا برويد اشكالات هست . زياد است . و ما هم مىدانيم اشكالات هست . لكن الآن وقت اين نيست كه هى اشكالات را بيان كنيد . بيان اشكالات بسيارىاش موجب اين مىشود كه يكجور سستى پيدا بشود در ملت ، و يك خوف در آن پيدا بشود . آن طمأنينهاى كه از براى ملت ما لازم است باشد ، به حمد اللَّه هست ، اين را بايد حفظش كرد .
در كردستان با دست اجانب ، با دست احزابى كه مربوط به اجانب بودند ، آشوب حاصل شد ؛ و آشوب بزرگى هم بود ؛ و ملت و دولت ما غلبه كردند بر آنها و آنها را از بين بردند . حالا يك ريشههاى كمى در بعض از اطراف آنجا ، مثل جنگلها ، مثل بعضى روستاها ، هست . آن را نبايد شما خيال كنيد كه نه ، توطئه باقى است . خير ، آن وقت هم كه بود چيزى نبود . ملتى كه يك قدرت شيطانى به اين بزرگى را شكست ، ملتى كه آن كودتايى كه ما در تهران بوديم و بنا بر اين بود كه كودتا بكنند و همهء سران قوم را بكشند و چه بكنند ، به طورى كه مرحوم تيمسار قرنى به من گفت ، همين جا گفت : سه ساعت و نيم طول كشيد جنگ مردم با طاغوت ! ملتى كه با دست خالى تانكها و توپها و مسلسلها را شكست داد اين ديگر نبايد بترسد از اينكه در كردستان يك فرض كنيد حزبى يا يك جمعى يك كارى انجام مىدهند . اينها براى اين ملت ديگر مطرح نيست ، البته اسباب زحمت مىشوند ؛ اسباب كشتار يك دستهء بيگناه مىشوند ؛ لكن كارى از اينها نمىتواند