مىشكست . اگر آن روز هم مىگفت خوب ، من يك آدمم ، من كه نمىتوانم در مقابل توپ حرفى بزنم ، هر كسى اين فكر را مىكرد ، حالا باز همان بساط بود و همان « آريامهر » بود و همان نصيرى بود و همان هويدا و همان بساط . اما اين قطرهها كه به نظر مىآيد چيزى نيستند ، و هستند ، وقتى پهلوى هم جمع شدند از بين بردند اينها را . الآن هم همين طور است . اين قطرهها متفرق نشوند . اينها دنبال اين هستند كه اين قطرهها را از حال اجتماع بيرون كنند ؛ متفرق كنند ؛ بشوند قطره ، قطره قطره . قطره را بعد هم مىشود از بين برد . يك پاسبان از بين مىبرد . الآن وقت اين است كه همه با هم دست به هم بدهيم ؛ همه با هم تأييد هم را بكنيم . من تأييد شما را بكنم ؛ شما تأييد مرا بكنيد ؛ ما همه تأييد دانشگاهيها را بكنيم ؛ دانشگاهيها تأييد بازاريها را بكنند ؛ بازاريها تأييد [ ديگران ] را بكنند ؛ تا اين كار [ را ] پيش ببرند ؛ تا اين آشفتگيها كم كم رفع بشود ؛ تا اين موانع برداشته بشود ، و بعد دنبالش سازندگى پيش بيايد .
ان شاء اللَّه خداوند همهء شما را - مىدانم كه حسن نيت داريد همهتان ؛ مىدانم دلتان براى اين مملكت مىسوزد ؛ لكن در عين حالى كه الآن اين آشفتگيها هست ، الآن اين كندرويها هست ، لكن بايد كمك بكنيد . نبايد يك بارى را روى بار بگذاريم . بايد يك بارى را كم كنيم - ان شاء اللَّه خداوند همهء شما را حفظ كند ؛ موفق باشيد ؛ بانوان را حفظ كند ؛ آقايان را حفظ كند و همه موفق باشيد .
و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 524
مساهمون: السيد الخميني
ص٥٢٤