جائر ، سلاطين ستمگر كه ملتهاى خودشان را ضعيف مىشمرند و به آنها تعدى مىكنند ، دست تعدى به ملتها دراز مىكنند . چنانچه در اين پنجاه و چند سال شما مبتلا بوديد و ما هم مبتلا بوديم و همه ملت مبتلا بودند . ملت را ضعيف مىشمردند و ملت را از روى استكبار نظر مىكردند و به ملت تعدى مىكردند و تجاوز مىكردند . آنها رفتند ، و ان شاء اللَّه برنمىگردند . امروز روزى است كه خداى تبارك و تعالى به ما آزادى و استقلال مرحمت فرموده است ، و ما را با اين آزادى و استقلال امتحان مىكند . ما را آزادى مرحمت فرموده است كه ببيند در اين آزادى ما چه مىكنيم . ما مستقل شديم و خداوند به ما اين مرحمت را فرمود تا ما چه بكنيم : آيا ما هم از مستكبرين باشيم يا از مستضعفين ؟ هر فرد ، مىشود كه مستكبر باشد و مىشود مستضعف باشد . اگر من به زير دستهاى خودم ، و لو چهار نفر باشد ، تعدى و تجاوز كردم و آنها را كوچك شمردم ، بندهء خدا را كوچك شمردم ، من مستكبرم و او مستضعف ؛ و مشمول همان معنايى است كه مستكبرين و مستضعفين هستند . اگر شما كسانى كه زير دستتان هست ضعيف شمرديد و به آنها خداى نخواسته تعدى كرديد ، تجاوز كرديد ، شما هم مستكبر مىشويد . و آن زيردستها مستضعف . ببينيم ما از اين امتحان ، از اين بوتهء امتحان چطور بيرون مىآييم . آيا سرفراز بيرون مىآييم يا گردن كج و شكسته ؟ آيا ما با بندگان خدا به طورى كه خداى تبارك و تعالى امر فرموده است رفتار مىكنيم ؟ حالا كه آزاد شديم ، آزادى را وسيله براى خدمت به خلق و خدمت به خالق قرار مىدهيم . يا آزادى را براى مخالفت با خدا و استكبار بر مردم ؟
آزمون الهى
هيچ فرق نيست ما بين من طلبه و اين آقايان اهل علم ، و شمايى كه از عشاير محترم هستيد و بازارى و ارتشى و ادارى و همه . همهء ما الآن در تحت مراقبت هستيم ، مراقبت شديد ؛ امتحان الهى . نعمتها گاهى براى امتحان است تا آن اشخاصى كه نالايقاند ، آن اشخاصى كه فرصت طلباند ، اينها كارهاى خودشان را بكنند و مستحق عذاب بشوند ؛ و آنهايى كه لايقاند ، آنهايى كه شريفند ، آنها هم كارهاى شرافتمندانهء خودشان و خدمت