را بدهند ، يا از يك راه صحيحى باشد . راه صحيح و غير صحيح پيش آنها فرقى نمىكند . آنها اتومبيل مىخواهند : اتومبيل از دست پيغمبر به آنها برسد يا از دست ابو جهل برسد فرقى نمىكند ؛ به او كار ندارند ، به اتومبيل كار دارند . اينهايى كه به مملكت ما خيانت كردند و مملكت ما را به تباهى كشاندند ، آن بودند كه ايمان نداشتند . اگر در بين آنها يك نفر ايمان داشت ، آن يك نفر اين كارها را نمىكرد . آنهايى كه خوردند و بردند و ما را به تباهى كشاندند ، آنهايى بودند كه به اسلام كار نداشتند ، اعتقاد نداشتند ؛ به ماوراى طبيعت اعتقاد نداشتند ، به معنويات عقيده نداشتند . آنها مىگفتند همين چهار روز زندگى است ؛ پس هر چه هست بهتر ، مرفه تر ؛ از هر راهى مىخواهد باشد .
لزوم آشنايى نسل جوان با معنويت
برنامهء طويل المدت ملت ما ، برنامهء دراز مدت ملت ما اين است كه بچههاى خودشان را ، اينهايى كه در تحت تربيت آنهاست ، معلمهاى ما ، مادرهاى بچههاى ما ، پدرهاى بچههاى ما ، معلمهاى بچههاى ما ، استادهاى بچههاى ما ، نويسندگان براى بچههاى ما ، گويندگان براى بچههاى ما ، اينها معنويات را به اين ملت بفهمانند ؛ آشنا كنند آنها را با معنويات . اين مادر كه بچه در دامن او بزرگ مىشود بزرگترين مسئوليت را دارد ؛ و شريفترين شغل را دارد : شغل بچه دارى . شريفترين شغل در عالم بزرگ كردن يك بچه است ، و تحويل دادن يك انسان است به جامعه . اين همان بود كه خداى تبارك و تعالى در طول تاريخ برايش انبيا فرستاد ، در طول تاريخ از آدم تا خاتم . انبيا آمدند انسان درست كنند . شغل مادرى ؛ كه مع الأسف اجانب اين شغل را پيش ما مبتذل كردند ؛ و مادرهاى بچههاى ما را از بچهها جدا كردند ، نه همه ، مقدارى را ؛ اين شغل بزرگ را مبتذل كردند كه از دامن اين مادر ، بچه - بچهء صحيح بيرون نيايد . و بعد كه به دبستان مىرود و بعد كه تحت حمايت پدر مىآيد ، پدر را هم يك كارى بكنند كه توجهش به بچه نباشد ؛ تربيت نكند . بعد هم در دبستان ؛ بعد هم در دبيرستان ؛ بعد هم در همه جاى ديگر ؛ در بالاتر از اين . اينها مىخواهند كه انسان در اين كشورها نباشد . اگر انسان در اين