با فضيلت بچههايى كه از اول در دامن شما خوب بار آمدهاند ، كشور شما آباد مىشود ؛ از دست اجانب نجات خواهد پيدا كرد .
و اگر در دامن شما نگذاشتند بچههايتان بمانند ؛ شما را كشاندند به ادارات ؛ بچههايتان را به جاهايى كه بچه نگهدارى مىكنند ، بچهها را از خود كه جدا كرديد ، اين عقده در او پيدا خواهد شد . بچهاى كه تحت تربيت مادر نباشد ، محبت مادر را نچشد ، عقده پيدا خواهد كرد . اين عقدهها منشأ همهء مفاسد است . دزديها از اين عقدهها پيدا مىشود ؛ آدمكشيها از اين عقدهها پيدا مىشود ؛ خيانتها از اين عقدهها پيدا مىشود . اين عقدهها از اين پيدا مىشود كه اين بچهء لطيف ظريفِ زود متأثرِ محتاج به محبت مادر از مادر گرفته بشود ، در يك جايى ديگر ، پيش يك اشخاصى كه اجنبى هستند از اين بچه ، و معقول نيست كه يك نفر اجنبى با اين بچه محبتش مثل محبت مادر باشد ، آنجا تربيت بشود . اينها عقده پيدا مىكنند . تمام مفاسدى كه براى يك مملكت پيدا مىشود ، يا اكثر مفاسد ، از اين عقدهها پيدا مىشود . كوشش كردند به اينكه اين مسأله را . . . عملىاش كنند . بچههاى لطيف و ظريف را از دامن محبت مادر جدا كنند و در يك جايى تربيت كنند . تربيتهايى كه خودشان مىخواهند . اينكه خانمها را بازى مىدهند مىگويند كه خير ، چرا ما بنشينيم تو خانه تربيت بچه بكنيم ، ما هم بايد برويم در جامعه وارد بشويم ، ما هم برويم در چه بشويم ، اين اگر نظر صحيح داشتند ، خيلى اشكال نداشت ؛ لكن نظر اينها نظر فاسد بود .
« اصلاحات ارضى » و فرايند آن
اينها نمىخواستند كه يك نصف جامعه را وارد كنند در فعاليت . اينها آن نصف فعال [ را ] هم فلج كردند ! چطور فلج كردند ؟ « اصلاحات ارضى » كردند با بوق و سرنا ! اصلاحات ارضى براى ما چه كرد ؟ براى ما اين زاغههاى اطراف تهران و اين چپرنشينهاى اطراف تهران و اين حصيرنشينهاى اطراف تهران را درست كرد . براى ما اين را درست كرد كه دستمان را دراز كرديم پيش ممالك ديگر . هر چيزى خوراكى از