است كه جلوى مقاصد آنها را بگيرند ؛ از اين جهت ، عشاير را يكى پس از ديگرى خلع سلاح كردند ؛ و از محالّ خودشان بيرون كردند ، و به قول خودشان تخته قاپو كردند « 1 » و اين مسائلى كه براى همهء عشاير پيش آوردند . هر چه توانستهاند اين ذخاير ملت ما را ، اين ذخاير انسانى را ، هر چه توانستند اين ذخاير را چپاول كردند ؛ از بين بردند . مىديدند كه مجالس ، مجالسى كه در ايران تشكيل مىشد ، مجالس وعظ و خطابه ، مجالس روضه ، احتمال داشت كه براى اينها ضرر داشته باشد ، جلوى آن را گرفتند . ما يكوقت ديديم كه در تمام ايران ديگر مجلس روضهاى نبود . در قم بعضى از آقايان ، آقاى صدوقى يزدى « 2 » مجلس روضهاى قبل از اذان صبح داشت كه اول اذان ديگر [ بايد ] تمام شده باشد . مجالس را به كلى از بين بردند . مساجد و ائمهء مساجد و مراجع و هر چه بود ، اينها از بين بردند . يعنى نگذاشتند ديگر اين قوهء فعاله قوه داشته باشد . مع الأسف آن روز ملت را هم جورى بار آوردند ، تبليغاتشان طورى در ملت تأثير كرد ، كه ملت هم بسيارى از آنها - البته نه همه - بسيارى از قشرهاى ملت هم مخالف شدند با روحانيت . تبليغات آنها تأثير كرد [ و روحانيون ] را معرفى كردند به اينكه اينها انگليسى هستند ! همان خود انگليسها اينها را اين جور معرفى مىكردند !
يعنى عمال انگليسى توى مردم مىافتادند كه اين آخوندها انگليسىاند ! اين آخوندها كذا هستند . درباريند ! انگليسى هستند ، كه مردم را از اينها جدا بكنند . در هر صورت ، همهء اقشار ملت را اينها از هم جدا كردند با اسماى مختلف : عشاير از اشرار هستند و بايد سركوب بشوند و بايد چه بشوند ، اينها چه ، دزدند اينها ! عشاير مردم محترم . فرض كنيد در هر جايى چهار تا هم [ خلافكار ] هست . لكن اينها غرضشان اين حرفها نبود . غرض اين بود كه كارى كه مىكنند و عشاير را خلع سلاح مىكنند ، اين را در نظر ملت يك چيز صحيحى جلوه بدهند چنانچه عمامهء اهل علم را كه برمىداشتند ، در نظر ملت يك كار صحيحى جلوه بدهند : اينها انگليسى هستند ، بايد بروند سراغ كارشان ! اينها كردند اين
هامش
( 1 ) - در يك نقطه اسكان دادند و از كوچ سنتى آنان جلوگيرى كردند .
( 2 ) - آقاى محمد صدوقى ( نمايندهء امام در يزد ) وى به دست منافقين به شهادت رسيد .