من ان شاء اللَّه اميدوارم كه اگر حفظ بشود اين نهضت ما ، اين حس تعاون ، يك دسته استفاده جو ، حالا كه مثلًا . . . يك قدرى آرام شده ، استفاده جوها نيفتند براى استفاده ، گرانفروشى و - نمىدانم - قاچاقگرى و . . . و روى موازين اسلامى ، روى موازين انسانى ، و روى انصاف عمل بكنند ، من اميدوارم كه حكومت عدل اسلامى - آن طورى كه ما مىخواهيم ، آن طورى كه خداى تبارك و تعالى مىخواهد - تحقق پيدا بكند كه براى همه ، براى همه ، رفاه و سعادت ، هم در اينجا و هم در آنجا ، فراهم بشود .
مدرس ، تنها ابَرمرد در برابر رضا خان
اين عكسى كه ملاحظه مىكنيد « 1 » ، شخصى است - آن آقا نمىدانم كه اينجا هستش [ ؟ يكى از حضار : بنده برادرزادهء آن مرحومم . ] امام : بله - كه ملك الشعرا « 2 » گفته است كه از زمان مغول تا حالا مثل اين شخص در عالم نيامده ؛ اين مرحوم مدرس . . . . آن طور كه ما خودمان ديديم تنها آدمى كه در مقابل رضا خان قلدر ايستاد اين است ، اين شخص ، يك روحانى كه لباسش از ساير اشخاص كمتر بود . - آن وقت وقتى كه شعر گفته بودند ، براى تنبان كرباس مدرس ، آن فاسد شعر گفته بود - اين در مقابل قدرت بزرگ رضا خان ايستاد . آنكه هجوم كرده بود به مجلس كه مجلس را چه بكند ، و « زنده باد ، زنده باد رضا خان » مىگفتند ، ايستاد گفت كه « مرده باد او و زنده باد من ! » يك همچو مرد قدرتمندى بود ؛ براى اينكه الهى بود ؛ براى خدا مىخواست كار بكند ، نمىترسيد . خداوند ان شاء اللَّه او را رحمت كند و شما را هم توفيق بدهد كه اين اشرار را عقب بزنيد .
هامش
( 1 ) - اشاره به عكس شهيد سيد حسن مدرس كه برادرزادهء او به حضور امام آورده بود .
( 2 ) - محمد تقى بهار ( ملك الشعرا ) .