تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١

ضرورت تحول در ادارات و دادگستريها

و تحولى بايد پيدا بشود در اين ادارات ؛ خصوصاً در دادگسترى تحول مىخواهد . اين را من سابقاً گفته‌ام ؛ لكن - خوب - بايد وقتى مستقر شد و مجلس پيدا شد ، اين تحولات بايد پيدا بشود ؛ كه اين طور طول و عرض محاكمات ، به اين قدر طولانى شدن هم موجب اين مىشود كه وقت مردم صرف بشود . آدم ده سال توى اين سالنهاى دادگسترى هى راه برود و هى برود و برگردد ، و آخرش معلوم نشود كه به حقش مىرسد يا نه . كارهايى را كه يك قاضى اسلامى در يك روز و دو روز تمام مىكرد ، وقتى به دادگسترى ما مىرسد يك سال طول مىكشد تا اين وكيل بگذارد آن محاكمه در مجرا واقع بشود ! از اول مىآيد به صلاحيت دادگاه اعتراض مىكند . چند وقت بايد طول بكشد كه شما بياييد صلاحيت آن دادگاه را اثبات بكنيد ، كه خير ، اين دادگاه صالح است ! بعد چند وقت بيايد صحبت بكند . يكوقتى يك شاهدى ، يكى از علما امضا كرده بود كه الآثم « 1 » فلان . مدتى طول داده بود كه اين اقرار به ذنب است و اين فاسق است كه دارد « الآثم » ! وكلا اين طورى هستند كه نمىگذارند كه پيش برود . حالا « ابتدايى » ، بعدش « استيناف » « 2 » ، بعد چه . چند دفعه برمىگردد از اول [ بررسى ] مىشود . اينها جز تضييع اوقات مردم چيز ديگرى نيست . محاكمات بايد يك درجه باشد ؛ يك قاضى صحيح باشد كار مردم را تمام كند ، بروند مردم سراغ كارشان . همان كارى كه پيشتر قاضيهاى ما مىكردند ، مىنشاندند اينها را و حرفهايشان را گوش مىكردند ، شاهدشان را مىگرفتند ، و چه مىكردند ، دو روز ، سه روز ، يك روز ، و گاهى يك ساعت ، دو ساعت ، مسأله تمام مىشد . مردم وقتشان شريف است ؛ نبايد صرف يك محاكمه‌اى بشود كه آن . يك نفر وكيل دادگسترى بود كه من مىشناختم ؛ او را ديده بودم ؛ شيخ رضا اسمش
هامش
( 1 ) - آثم : گناهكار . ميان مجامع علمى روحانى مرسوم است كه برخى از علما پيش از امضاى خود واژه‌هايى مانند : الجانى ، الفانى ، الآثم ، الأحقر ، الأقل ، الفقير و . . . به كار مىبرند . ( 2 ) - مرحلهء دوم رسيدگى در دادگاهها .