كه برادران را از هم جدا كردند ، و ملتهاى مختلف ساختند ، و چيزهايى كه در صدر اسلام مطرح نبود ، مطرح مىكنند تا جدا شوند و ضعيف شوند . بدتر از اين ، مشكل حكومتهاست . در زمان عثمانى ، كه مسلمين حكومت نسبتاً قوى داشتند ، و قدرتى بود كه گاهى با ژاپن و با شوروى مبارزه مىكرد و غلبه مىكرد ، مع الأسف به واسطهء همين كه اجانب از اين وحدت مىترسيدند ، وقتى در جنگ اول جهانى غلبه كردند ، حكومت عثمانى را تكه تكه كردند و هر كس را بر جايى گماردند ، و كوشيدند اين حكومتها با هم دشمن شوند ؛ زيرا مىدانستند كه مسلمين با اين خزائن و اين جمعيت اگر متحد شوند ، براى امريكا و براى غرب حظى نيست ؛ و شايد مسلمين آنها را تهديد مىكردند ، از اين جهت حكومتها را با هم بد كردند ؛ و اينها مأمورين آنها بودند .
غلبهء اجانب ، بزرگترين منكر
امروز خطر بزرگترى است . سابق از وحدت مسلمين مىترسيدند ، ولى مسألهاى علمى بود و نه عينى ؛ امروز كه ايران به اعتماد خدا نهضت كرد ، اينها يافتند و احساس كردند ، در عين [ حال ] ديدند كه ملتى با نداشتن اسلحه و با قدرت اسلام و ايمان و وحدت كلمه ، غلبه كردند بر شياطين كه داراى همه [ تجهيزات ] بودند ؛ داراى اسلحههاى مدرن بودند ، و دولتهاى بزرگ مثل امريكا و انگلستان پشتيبانىشان كردند ، نتوانستند شاه را نگه دارند . اينها وحدت كلمه را احساس كردند . پيشتر علمى بود ، و الآن وجدانى و لمس . از اين رو الآن قواى خودشان را بيشتر بسيج كردند تا اختلاف در ايران ايجاد كنند . در كردستان ، در بلوچستان ، در بين خوزستان ، به بهانههايى مىخواهند اختلاف بيندازند . و همين معنا باعث اين است كه اينها كوشش كنند بين برادران اسلامى وحدت كلمه حاصل نشود ، به اينكه حكومتها را وادار كنند كه به مبارزهء هم بروند ، و طرفداران خود را در « 1 » كشورهاى اسلامى بگمارند . مشكل بزرگ ، حكومتهاى ماست كه نمىگذارند وحدت حاصل شود ؛ و آنها مىخواهند منافع خودشان را تأمين كنند .
هامش
( 1 ) - اصل : به .