امروز شما همه اينجا هستيد ، با كمال آزادى هر چه مىخواهيد مىگوييد . اين چه نعمتى است كه به شما ارزانى شده است ، اين را كى داد غير از اسلام ؟ آنها كه مىگويند اسلام چه كرد مىدانند كه اسلام چه كرده است ؛ مىخواهند جلو نرود ! آنها نه اينكه نمىدانند كه چه شده است ! مىدانند كه تمام حيلههاى آنها نقش بر آب شده است ؛ مىدانند كه قدرتهاى بزرگ در هم شكست ؛ مىدانند كه اين سد عظيم شيطانى تا ابد شكسته شد لكن مىخواهند كه جلوتر نرود اين نهضت ؛ و لهذا مىگويند چه شد . چه مىخواهيد بشود ؟ !
ما فرض مىكنيم كه ديگر چيزى نخواهد شد ، ما چه مىخواهيم بشود ؟ ! ما دست شياطين را كوتاه كرديم ؛ ملت ما دست چپاولگران را از ملت خودش و از كشور خودش قطع كرد . چه بالاتر از اين ؟ زنجير اسارت را گسيخت ، امريكايى را بيرون ريخت ، ساير اقشار را هم ، چه مىخواهيد بشود ؟ چه شد يعنى چه ؟ !
گروهكها سد راه پيشرفت ايران و اسلام
ما مىخواهيم به خواست خدا پيش برويم . ما مىخواهيم اين نهضت را به جلو برانيم تا براى اين مملكتْ رفاه ، زندگى سعادتمند دنيايى و آخرتى تحقق پيدا بكند . اين شياطين نمىخواهند اين مسائل تحقق پيدا بكند .
اين شياطين از اسلام ترسيدهاند ؛ قدرت اسلام را فهميدند . . . ؛ قدرت ايمان مردم را فهميدند ؛ قدرت اتحاد كلمه را فهميدند . حالا درصدد برآمدهاند كه جمهورى اسلامى را در نظر مردم سبك كنند . مىگويند چه شد ؟ چه مىخواهيد بشود ؟ ! شما نمىگذاريد كه ما قدمهاى بعد را برداريم . شما بين مردم - بين كشاورزان - مىرويد و افساد مىكنيد كه كشاورزى تحقق پيدا نكند . دولت ما مىخواهد كشاورزى را به راه بيندازد ، ملت ما هم ، لكن شما نمىگذاريد . شما خائنين نمىگذاريد . دولت ما مىخواهد كارخانجات را راه بيندازد تا رفاه حاصل بشود ، تا چرخ مملكت به راه بيفتد ، شما شياطين نمىگذاريد . ما مىخواهيم اين وحدت كلمه تا آخر محفوظ بماند .