رانديم . شما در وقتى آمديد كه ما به حمد اللَّه جمهورى اسلامى را به رأى عمومى رسانديم . شما در وقتى آمديد كه ملت ما ، به اكثريت قريب به اتفاق ، رأى به جمهوريت اسلامى دادند ؛ و از آن پيرمردهاى هشتاد ساله ، معلولين ، اشخاصى كه در بيمارستانها بودند ، اشخاصى كه با چرخ مىآوردند آنها را پاى صندوق ، همه و همه رأى دادند بر جمهوريت اسلام . اين نبود جز اينكه ملت ما اسلام را براى خودش يك پايگاه آزادى و استقلال مىداند ؛ و لهذا با عشق و علاقه . . . رأى دادند . و در دنيا سابقه ندارد چنان رفراندمى كه تمام اقشار ملت با عشق و علاقه به آن رأى بدهند . شما در وقتى وارد شديد به مملكت ما كه آثار آن ديكتاتوريها مرتفع شده است ؛ اگر در آن وقت آمده بوديد چيزهاى عجيب مىديديد و الآن كه آمدهايد - در امان - بين برادرهاى خودتان آمدهايد و هيچ كس به شما تعرض نمىكند . در آن زمان امكان نداشت كه شما پيش من بياييد يا اين برادرهاى ديگر پيش من بيايند ؛ امكان نداشت كه يك اجتماعى ما داشته باشيم ، امكان نداشت كه بتوانيم صداى خودمان را درآوريم ، شكايت خودمان را به عالم برسانيم و لهذا ما در خارج از مملكت خودمان ، شكايتهاى خودمان را به عالم رسانديم . ما در پاريس - در صورتى كه من ميل نداشتم در آنجا باشم لكن حوادث طورى شد كه در پاريس ما مسائل خودمان را به تمام عالم رسانديم و زير پاى اينها را سست كرديم . شما در وقتى آمديد كه ما به حمد اللَّه به پيروزى رسيديم و اعلام كرديم جمهوريت اسلام را .
اسلام دين سياست و معنويت
در جمهوريت اسلام تمام آزاديها هست . اسلام براى نجات بشر آمده است ؛ چنان كه حضرت مسيح براى نجات بشر آمده بود ، و ساير انبيا براى نجات بشر آمده بودند . اسلام علاوه بر اينكه بشر را در روحيات غنى مىكند ، در ماديات [ هم ] غنى مىكند . اسلام دين سياست است قبل از اينكه دين معنويات باشد . اسلام همان طورى كه به معنويات نظر دارد و همان طورى كه به روحيات نظر دارد و تربيت دينى مىكند و تربيت نفسانى مىكند و تهذيب نفس مىكند ، همانطور [ هم ] به ماديات نظر دارد و مردم را تربيت