باشند ، ادارات دولتى روى موازين اسلامى باشند . بايد مملكتى كه رنگِ طاغوت دارد مبدل بشود به مملكتى كه رنگِ اللَّه دارد . بايد مملكت طاغوتى به مملكت الهى تبديل بشود .
دمكراسى غربى ، دمكراسى اسلامى
ما باك نداريم كه در غرب به ما صحبتى بكنند ، و كسانى كه ادعا مىكنند كه ما حقوق بشر را مراعات مىكنيم به ما اشكال بكنند . ما بايد روى ميزان عدل رفتار كنيم . ما بعد خواهيم فهماند به آنها كه معنى دمكراسى چيست . دمكراسى غربىاش فاسد است ، شرقىاش هم فاسد است ؛ « دمكراسى اسلامى » صحيح است و ما بعدها اگر توفيق پيدا كنيم به شرق و غرب اثبات مىكنيم كه اين دمكراسى كه ما داريم ، اين دمكراسى است نه آنكه شما داريد و طرفدار سرمايهدارهاى بزرگ هستيد و نه اينكه آنها دارند و طرفدارهاى ابرقدرت هستند و همه مردم را در اختناق عظيم گذاشتند .
معيار برترى در جامعهء اسلامى
اختناق در اسلام نيست ؛ آزادى است در اسلام براى همهء طبقات : براى زن ، براى مرد ، براى سفيد ، براى سياه ، براى همه . مردم از اين به بعد بايد از خودشان بترسند نه از حكومت ؛ از خودشان بترسند كه نبادا خلاف بكنند . حكومت عدل [ از ] خلافها جلوگيرى مىكند ، جزا مىدهد . ما از خودمان بايد بترسيم كه خلاف نكنيم و الّا حكومت اسلام خلاف نخواهد كرد . ديگر قضيهء سازمان امنيت در كار نيست ، زجرهاى سازمان امنيت ديگر در كار نيست ؛ ديگر نمىتوانند پاسبانها به ما زور بگويند و به ملت ما زور بگويند . ديگر نمىتواند دولت به ملت زور بگويد ؛ دولت در حكومت اسلامى در خدمت ملت است ، بايد خدمتگزار ملت باشد . و ملت چنانچه نخست وزير هم يك وقت ظلم كرد ، در دادگاهها از او شكايت مىكند و دادگاهها او را در دادگاه مىبرند ؛ و جرم او اگر ثابت شد ، به سزاى اعمالش مىرسد . اين ديگر آن طور نيست كه در اسلام بين نخست وزير و بين غير نخست وزير فرق داشته باشد . خليفهء مسلمين در صدر اسلام با