سخنرانى [ در جمع سربازان و پاسداران ( لزوم تداوم مبارزه ) ]
زمان : 7 فروردين 1358 / 28 ربيع الثانى 1399
مكان : قم
موضوع : لزوم تداوم مبارزه و نهضت
حضار : جمعى از پاسداران ، سربازان و بانوان قم
[ بسم اللَّه الرحمن الرحيم ]
ريشههاى استعمار
. . . استبداد به حمد اللَّه از بين رفت . ديگر كسى نيست كه به شما زور بگويد . ديگر سازمان امنيتى نيست تا از خوف او ناراحت باشيد . ديگر قواى انتظاميه در خدمت خود ملت است . بنا ندارند قواى انتظاميه به مردم زور بگويند ؛ و مردم هم ديگر زور نمىشنوند . همه در خدمت ملت هستند ؛ دولت در خدمت ملت است ؛ ما همه در خدمت ملت هستيم . آنچه باقى مانده است ، ريشههاى استعمار است كه به اين زودى اين ريشهها را نمىتوانيم از بيخ درآوريم مگر اينكه همه اين نهضت را حفظ كنيد ، و اين وحدت كلمه را حفظ كنيد .
اگر گمان بكنيد كه پيروز شديد ، سست خواهيد شد . پيروزى سستى مىآورد . تا در راه هستيد محكم هستيد ، مستحكم هستيد ؛ وقتى كه به منزل ، انسان رسيد سست مىشود ، مىخوابد . ما الآن بين راه هستيم ، به منزل نرسيديم ، بين راه هستيم ؛ و ما راه طولانى ديگرى داريم . و آن اينكه ريشههاى گنديدهء استعمار را از بيخ و بن ان شاء اللَّه به خواست خدا درآوريم و اين ميسور نيست ، ميسر نيست مگر اينكه اين نهضت را به همين طور كه تا اينجا آمده است حفظ كنيد ؛ اين وحدت كلمه را حفظ كنيد . از اختلافات دست برداريد ؛ احتراز كنيم از اختلاف . ما همه برادر هستيم ، همهء ملت با هم برادرند . به گفتهء خدا مؤمنين برادر هستند ؛ « 1 » برادر بايد مصالح برادر را حفظ كند ، دوستى داشته باشد با
هامش
( 1 ) - سورهء حجرات ، آيهء 10 :« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ ».