همه به او پشت كردند و خداى تبارك و تعالى از او انتقام خواهد كشيد .
انتقام الهى در انتظار شاه
انتقام اين طور مجرمها را ما نمىتوانيم بكشيم براى اينكه كسى كه يك نفر را بكشد ، يك جان را از بين ببرد ، جان او هم به اندازهء اوست . . . او [ را ] به اندازهء يك نفر كه كشته شد ما قصاص مىتوانيم بكنيم . كسى كه صدها هزار نفر را به كشتن داده است ، كسى كه صدها هزار نفر را به زجر در زندانها و در بيغولهها جاى داده است ، جز اينكه در يك عالَم ديگرى كه ابدى است براى هر يك از اينها يك حسابى باز مىشود [ چاره ديگرى ندارد ] ؛ و اينجا قدرت نيست براى اين كار . ما يك نفر را مىكشيم به جاى يك نفر . جان اشخاص ، فرق ما بين شاهش و گدايش و مجرمش و غير مجرمش فرقى نيست بلكه جانهاى اينها شريفتر از اوست . ما نمىتوانيم ، بشر نمىتواند اين مجرمهاى بالذّات را ازشان انتقام بكشد براى اينكه آخرش هر چه زجر بكند ، يك نفر را زجر كرده ؛ و اين يك نفر ، هزاران نفر را . ما چطور مىتوانيم ؟ يك نفر در مقابل يك نفر ما مىكشيم ؛ اين هزاران نفر را كشته است ، هزار دفعه كه نمىتوانيم بكشيم . لكن آنجايى كه خداوند بخواهد انتقام بكِشد ، مىكُشد ، زنده مىكند ، مىكُشد ، زنده مىكند . براى هر يك از اينها شكنجه مىدهد . چه شكنجهاى ! شكنجههايى غير از اينكه در اينجاست . انتقام را خداى تبارك و تعالى ان شاء اللَّه مىكِشد از اينها .
همه با هم به سوى يك تمدن صحيح الهى
من تكرار مىكنم اينكه شما آقايان كه در اين مدت زحمت كشيديد پيش خداى تبارك و تعالى مأجور هستيد . اينكه براى خدا باشد جايى نمىرود ، هست ، محفوظ است براى شما . هر چه كه براى خدا باشد منسى « 1 » نخواهد شد ؛ محفوظ خواهد بود . براى خدا كار بكنيد ؛ از حالا به بعد هم براى خدا ، براى سازندگى يك مملكتى كه خراب است .
هامش
( 1 ) - فراموش .