بشكند و الآن اين خطر را احساس كردهاند كه آنها تا آخر ديگر دستشان بريده است . خوب ، چه بكنند ؟ يك كارى بكنند كه اينها را از هم جدا كنند ، متفرق كنند ؛ الآن افتادهاند دور كه همين كار را انجام بدهند . مأموريت دارند كه همين كار را انجام بدهند ، و شماها را از ما و ما را از شما ، همه را از هم ، متفرق كنند ؛ باز برسند به مقصد خودشان . بايد همهمان بيدار باشيم ؛ همه با هوشيارى و بيدارى توجه بكنيم كه اين نقشهاى كه اينها دارند ، نقش بر آب كنيم ؛ نگذاريد ان شاء اللَّه اين نقشهاى كه دارند كه مىخواهند عملى كنند و نگذارند مملكت يك آرامشى پيدا بكند ؛ از آن طرف تفرقه بيندازند ، از آن طرف با تبليغات خودشان بروند بين كارگرها يكجور تبليغ كنند ، بروند بين كشاورزها يكجور تبليغ كنند ، بروند بين مدرسهها يكجور تبليغ كنند ، بين افراد شما يكجور تبليغ كنند ، بايد همه با هم هوشيار باشيد و توجه داشته باشيد به اينكه نگذاريد اين مسأله يكوقت تحقق پيدا كند كه اختلافات باشد ؛ يا مثلًا فرض كنيد كه اينها تبليغاتشان تأثير بكند ؛ خنثى كنيد تبليغات آنها را ؛ همه با هم بايد دست به هم بدهيم كه اين مملكتى كه آشفته است و همه چيزش را از دست داده ، از سر ساخته بشود و همه براى كشور و همه براى اسلام ، همه پاسدار ، همه ارتش اسلام باشيد . ما و شما با هم ، همه ان شاء اللَّه همه با هم به پيش برويم و اين نهضت را به آخر برسانيم .
مدعيان حقوق بشر و دفاع از جنايتكاران
اسلام احكامش [ بايد ] در خارج بيايد تا مردم عالَم بفهمند كه اسلامى چى است ؛ نگذاشتند اسلام را بفهمند ؛ جوانهاى ما را اغفال كردند نگذاشتند بفهمند كه اسلام چيست ؛ چه احكامى دارد ؛ خداوند چه احكامى براى ما آورده است ؛ براى چه آورده است ؛ نگذاشتند اين را [ بفهمند ] ؛ اگر مهلت بدهند ، بگذارند كه اين احكام يكى يكى پياده بشود ، مسائل سياسىاش ، مسائل اقتصادىاش ، ساير مسائلش پياده بشود ، آن وقت مىفهمند كه نه دمكراسيهاى پوچ آنها در مقابل دمكراسى حقيقى اسلام چيزى است و نه آن حقوقبشردانها ، آن بشر دوستى آنها با آنكه در اسلام است ، طرف مقايسه است .