آن يا نزديك به ما بوده - در اين جنبشها كسى كه قيام كرده باز از اين طبقه بودند . طبقات ديگر هم همراهى كردند لكن اينها ابتدا شروع كردند . در قضيهء تنباكو اينها بودند كه به هم زدند اوضاع را ؛ در قضيهء مشروطه اينها بودند كه جلو افتادند و مردم هم همراهى كردند با آنها ؛ در اين قضاياى ديگر هم روحانيت با شما هم رفيق بوده است ؛ بوده است با همه . اين هم يكى از چيزهايى بود كه اينها درست مىكردند كه اينها را جدا كنند از هم ، و همه را با هم دشمن كنند . آنها [ مردم ] بجنگند با هم ، آنها [ نفتخواران ] نفتهاى ما را ببرند ! آنها ذخاير ما را ببرند .
ايجاد اختلاف ميان اقشار ملت
در اين زمان پنجاه سالى كه شايد شما « 1 » و من يادمان از اول باشد و بسيارى از آقايان يادشان نيست ، از اول كه رضا شاه آمد اينجا ، اين را انگليسها آوردند ، آن وقت امريكا خيلى [ قوى ] نبود ، انگليسها آوردند . در راديو دهلى - كه آن وقت تحت فعاليت انگليسها بود - من خودم شنيدم كه رضا خان را ما آورديم در ايران ؛ آورديم و بعد به ما خيانت كرد برديم او را ! آوردن و بردن را خود آنها گفتند كه ما كرديم اين كار را ! و مسأله اين طور بود . اين آدم هم كه بعد از رضا خان بود ، كه اين بدتر از او كرد به اين ملت ، اين هم در كتاب خودش اقرار كرد كه متفقين كه آمدند اينجا صلاح ديدند كه ما باشيم ! متفقين ايشان را گذاشتند اينجا ، اين مصيبت را براى ما بار آوردند . و اين مصيبتهايى كه الآن ما مىكشيم و كشيديم براى اين بوده است كه ما از هم جدا بوديم . ما و شما در يك مجمعى با هم صحبت نكرديم كه ببينيم ما چه مىگوييم شما چه مىگوييد . ما با قضات دادگسترى از هم جدا بوديم . ما با دانشگاه از هم جدا بوديم . دانشگاهيها را آنها جورى كرده بودند كه ما به آنها بدبين بوديم ؛ ما را جورى كرده بودند كه آنها به ما بدبين بشوند . ما از هم جدا بوديم . در زمان رضا خان آخوند را جورى كرده بودند كه مردم سوار اتومبيل نمىكردند ! يكى از دوستان من گفت كه من در اراك مىخواستم سوار اتومبيل بشوم ، شوفر گفت كه ما دو
هامش
( 1 ) - اشاره به يكى از حضار سالخورده .