ممكن است كه يكوقتى گزندى به اين دوستان من برسد ، عازم حركت شدم و آمدم به - البته تحت مراقبت دولت عراق - آمدم به سرحد كويت . و در سرحد كويت هم همان فشارى كه در آنجا بر دولت عراق بود بر دولت كويت هم بود . و آنها حتى اجازهء اينكه ما عبور كنيم از اين طرف شهر به آن طرف شهر هم ندادند . و من گلهاى از هيچ كس ندارم ؛ چون آنها ملتزم بودند به واسطهء قراردادهايشان عمل كنند . و من نه از دولت عراق نه از دولت كويت گلايهاى ندارم . لكن خداى تبارك و تعالى تقديرى فرموده بود و « ما غافل بوديم » .
تقدير الهى اقامت در فرانسه
ما بنايمان بر اين بود كه از كويت بعد از دو - سه روزى كه با آقايان ملاقات مىكنيم برويم به سوريه ، و آنجا يك اقامت طولانى بكنيم . لكن خداوند تقدير كرده بود كه بايد راه ، چيز ديگر باشد . و ما نمىدانستيم كه اين تقدير به كجا منتهى مىشود . از آنجا برگشتيم به بصره ؛ و از آنجا هم به بغداد ما را بردند . و من ملاحظه كردم كه ما اگر هر جا برويم از اين دوَل اسلامى همين مطلب است . به همين جهت تصميم گرفتيم - بدون هيچ فكر سابق - كه ما مىرويم به فرانسه . در عين حالى كه مايل نبودم از دوَل اسلامى خارج بشوم لكن خداوند تقدير كرده بود كه مسائل در آنجا به طور وسيع در همه جاى دنيا پخش بشود ؛ و خبرنگارها از اطراف عالَم هجوم كردند كه گاهى روزى چندين مصاحبهها مىشد ؛ و خصوصاً از امريكا كه مصاحبههايى با آنها شد . و آنها از همان جا پخش كردند به سراسر امريكا و به بعض از بلاد ديگر . و ما هم مسائل ايران را در آنجا روشن كرديم ، به طورى كه بسيارى از ابهاماتى كه به واسطهء تبليغات سوئى كه از طرف اجانب شده بود در آنجا رفع شد .
خنثى كردن تبليغات رژيم
محمد رضا از قرارى كه به من گفتهاند سالى صد ميليون دلار براى تبليغات گذاشته بود ! و اين تبليغات دامنهدار در همه جا ، در همه جاى دنيا ، بوده است بر ضد ملت و روحانيت . و اينها و بعد نفاق . . . خود او و دار و دستههاى او . و ما در اين چند وقتى كه در