تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
امام : آنها حاضر به بحث نيستند . آنها شلوغكارى مىكنند [ همان شخص : بله حد اقل اين است كه مردم قانع مىشوند ، اينها الآن دارند تحميق مىكنند و شديداً هم دارند تحميق مىكنند . اين را به عرضتان برسانم كه - درست به عرضتان برسانم - تو كارخانه‌ها الآن هم رفته‌اند متأسفانه ، جاهاى مختلف ، تو دانشگاهها رفتند . خيلى راحت و واضح اعلام مىكنيم ، ما توى راديو تلويزيون اعلام مىكنيم ما حاضريم با اينها به بحث بنشينيم ، مردم خودشان ببينند ]

نگاهى به روش و منش پيشوايان اسلام

مردم را بايد آگاه كرد . ما بايد هر طايفه‌اى را از رؤساى آن طايفه بشناسيم . مثلًا وقتى وارد شديم در اسلام ، ببينيم آنچه اسلام را ايجاد كرد ، آنكه اسلام را تقويت كرد خودش چه كاره بود . مطالعه كنيم در پيغمبر اسلام ، در حضرت امير - سلام اللَّه عليه - ببينيم اينها خودشان چه كاره بودند . اينها خودشان كه دعوت مىكردند به اين طور مسائل ، خودشان هم عامل بودند يا نه ؟ تاريخ نشان مىدهد كه خودشان عامل بودند ، و در درجهء اعلا هم عامل بودند . حضرت امير در عين حالى كه ممالك كثيره‌اى - كه الآن هست از معموره‌هاى « 1 » دنيا - تحت سيطره‌اش بود وقتى كه يك يهودى به او ادعا كرد ، ادعا به يك سلطان وقت ، به يك امير وقت كرد كه ايران و عراق و حجاز و مصر و همهء اينها تحت سيطره‌اش بود ، رفت پيش همان قاضى كه حضرت امير او را قاضى كرده بود ادعا كرد كه فلان [ متاع ] از من است و پيش حضرت امير است ؛ قاضى خواست حضرت امير را . آمد نشست جلو . جلو قاضى نشست . محاكمه كردند و حكم بر خلاف حضرت امير داد . قبول كرد حضرت امير . منتها يهودى مُسْلم شد ، به واسطهء اين جهت كه ديد وضع اين طورى است . اين يك نمونه از قضيهء دمكراسى بودن اسلام . نمونهء ديگر راجع به وضع زندگى خود اوست . خود او همان روزى كه با او بيعت كردند ، بيلش را برداشت رفت سراغ كار ؛ تيشه‌اش را برداشت رفت سراغ كار . يك قناتى مىكَند با دست خودش . رفت سراغ كار . زندگىاش
هامش
( 1 ) - ممالك آباد .