دولت را به صورت دولت اسلامى بايد در نظر گرفت ؟ ]
امام : [ دولت ] اسلامى است اين ، براى اينكه الآن روى قواعد اسلام بايد عمل بشود ؛ منتها الآن ما قانون اساسىمان را كه درست شده است و تحت مطالعه است ، « 1 » آن را بايد [ قطعى ] بكنيم . . . نخست وزير را من تعيين كردهام ؛ من به ولايت شرعى تعيين كردم . وقتى يك [ كسى ] به ولايت شرعى تعيين شد ، يك حكومت شرعى است اين . و اين طور هم نيست كه ما بخواهيم تا آخر اين طورى رفتار كنيم . اين موقت است كه اصول اوليه درست بشود ، و از ناچارى است . مسئلهء انقلاب است . مسألهاى است كه نمىتوانيم ما الآن يك شدتى به خرج بدهيم ، و نمىتوانيم الآن برويم سراغ مطالعات تا افراد . . . را پيدا بكنيم . الآن در اين حالى كه به طور موقت ما داريم عمل مىكنيم ، الآن نبايد اشكال كرد . الآن بايد - اين معنا را باز عرض مىكنم - كه همهء ما ، همهء شما با هم همدست بشويد و دولت را پشتيبانى بكنيم تا اين مسائل اوليه را درست بكند ، كه مجلس را درست كند . ما الآن رژيممان باز قانونى نيست ؛ الآن رژيمى ما نداريم . رژيم سلطنت كه رفته ؛ رژيم جمهورى اسلامى هم به حَسَب رأى من الآن هست اما به حَسَب نظر دنيا بايد با آراى مردم درست بشود . و به آراى مردم مىخواهيم مراجعه كنيم براى مجلس مؤسسان ، و براى تشكيل يك حكومتى كه خود مردم ميل دارند ؛ حالا آن جمهورى اسلامى را خواستند ، نخواستند رژيم شاهنشاهى هم اختيار با خودشان است .
[ نمايندهء دانشگاهيان : منظور ما اين است در اين چند ماه كه اين دولت موقت سرِ كار هست اگر اقداماتى انجام داد كه توأم با اشتباه بود . ]
امام : اشتباهات را هميشه بايد گفت . اشتباهات را كسى نمىتواند [ ناديده بگيرد ] من كه نمىگويم بايد هر كسى اشتباه كرد شما تبعيت بكنيد ! اشتباهات را بايد بگوييد . همه آزادند در گفتن . بنويسند ، بگويند ، در روزنامهها بنويسند .
[ يكى از حضار : حق انتقاد هست ؟ ]
هامش
( 1 ) - اشاره به پيش نويس « قانون اساسى جمهورى اسلامى » .