بنا بر اين ، اين نقشهشان كه بخواهند دولت را يك دولتى حساب بكنند و يك مشروعيتى به آن بدهند ، اين پيش ملت ايران به جايى نمىرسد . و ملت ايران بايد تظاهر كنند بر ضد اين دولت ، و بر آنها لازم است كه بر خلاف اين دولت مثل دولتهاى سابق قيام كنند و تظاهرات بكنند و اين دولت را ساقط كنند ؛ چنانچه ساقط است و اين دولتى نيست كه بتواند آرامش را در مردم ايجاد كند . مردمى كه در مقابل دولت نظامى ايستادند و در مقابل حكومت نظامى ايستادند ، در مقابل يك دولتى كه اين نحوه است ديگر نمىنشينند و معطل بشوند كه اين چه مىكند .
وعدههايى كه اين دولت داده است مثل وعدههايى است كه دولتهاى سابق دادهاند . دولت سابق - يعنى اسبق « 1 » - خيلى وعدهها داد . وعدهء صلح داد و با تفنگ و مسلسل اين صلح را مىخواست برقرار كند ! اين هم وعدهء اين را مىدهد كه ما اشخاصى كه استفادهء غير مشروع كردند محاكمه مىكنيم . ما از ايشان مىپرسيم كه خوب شاه چطور ؟ شاه اين اموالى را كه الآن دارد ، اين اموالى را كه به خارج منتقل كرده است ، اينها همه مشروع است يا استفادهء غير مشروع است ؟ اگر استفادهء مشروع شما مىدانيد ، خود شما هم مجرمتر از همهء مجرمها هستيد و تا ديروز هم اين را نمىگفتيد ، امروز شروع كرديد . و اگر غير مشروع مىدانيد ، شاه را مجرم مىدانيد . به اقرار شما شاهْ مجرم است ، يك شخصى است كه استفادههايى از ملت كرده ، دزديهايى از ملت كرده و غارتگريهايى كرده است و خيانت به ملت كرده است ؛ و شاه به حَسَب قوانين اگر خائن باشد شاه نيست . بنا بر اين شما مُقرِّ به اين هستيد كه از طرف شاهى مبعوث شديد كه خائن به مملكت است و اموال مملكت را چپاول كرده است ! خوب شما وعده مىدهيد كه من محاكمه مىكنم اين اشخاصى كه خيانت كردهاند ؛ خوب شاه را بگيريد ! شما كه همچو قدرتى داريد شاه را بگيريد ، نگذاريد فرار كند ؛ محاكمه كنيد ، اموال مردم را از او بگيريد . هيچ يك از اين دزدهايى كه اسمشان ثبت شده است در آن ورقهاى كه بانكْ يك جزئى آن را ابراز كرده
هامش
( 1 ) - « دولت آشتى ملى » شريف امامى .