تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
كرده است و هميشه اعراب را مشتى مردمى كه مسائل را درست درك نمىكنند ، معرفى كرده است . رژيم ، يكى از پشتيبانان بزرگ اسرائيل است . راديو ايران و وسايل ارتباط جمعى همه ، چه آنها كه از خود رژيم است و چه آنها كه زير فشار رژيم بودند ، به نفع اسرائيل كار مىكردند و اين ما بوديم كه از اول با تمام برنامه‌ها مخالفت كرديم و اكنون نيز مىكنيم . [ در دههء 1960 شاه چيزى به نام « انقلاب سفيد » براى اصلاحات ارضى و تغييرات اجتماعى اعلان كرد . تقاضا داريم حقيقت اين نمايشنامه را بيان نماييد . بخصوص اينكه بعضى از وسايل تبليغاتى ، اين روزها مثل « پارى ماچ » ادعا مىكنند كه يكى از علل انقلاب رجال دينى ، حسادتشان نسبت به شاه به خاطر اين است كه زمينهاى ايشان را مصادره كرده است و نيز به خاطر اجراى اصول « انقلاب سفيد » است ] - شاه پس از سالها فكر و مشاوره با حاميان خارجىاش طرحى تهيه كرد كه هم بتواند ايران را به نفع خود و اربابانش غارت كند و هم به خيال خام خود ، زمينهء هر گونه انقلاب داخلى عليه خود را نابود كند . براى توجيه برنامه‌هاى ضد ملى خود ابتدا موضوع اصلاحات ارضى را به ميان كشيد ، به اين اميد كه دهقانان محروم و فقير ايران را به بهانهء صاحب زمين شدن بفريبد و آنان را عليه مخالفين خود بسيج نمايد . البته اوج داستان غم‌انگيز شاه براى مردم ايران ، اصلاحات ارضى بود . ولى مسأله آزادى زنان را هم به اين نقطهء اوج به اصطلاح انقلاب خود اضافه كرد و ساير مواد به اصطلاح انقلاب سفيد ، هر يك نيز در اين نمايش مبتذل نقش خاصى ايفا كردند . و اما نتيجه چه شد ؟ نتيجه اينكه ، كشاورز ايرانى كه فقير و محروم و گرفتار چنگال مالكين بزرگ ، كه همه از قماش خودشان بودند ، بود روز به روز بر فقرش افزوده شد ، و سرانجام ، براى لقمهء نانى به شهرها روى آورد . شاه بلافاصله از اين بازار كار ارزان سوء استفاده كرد و به بهانهء صنعتى كردن كشور ، راه را براى سرمايه گذاران خارجى و داخلى در مؤسسات صنعتى هموار كرد . و نيز همان مالكين بزرگ را مىبينيم كه امروز به صورت كارخانه داران بزرگ كه همه از وابستگان و سرسپردگان رژيم هستند ظاهر شده‌اند . ديروز اگر كشاورز ايرانى براى كوچكترين تخلف از دستور ارباب ظالم خود ، به زير شلاق مىرفت و اموالش تاراج مىشد ، امروز
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 238 | السيد الخميني