ملت ايران هم او را كنارش مىگذارند .
نياز به ارتش در آينده
شماها جوانهاىِ از صاحب منصبان ارتش كه مثل آن پيرها نيست كه ديگر آن فطرتتان را از دست داده باشيد در مقابل دلار ! شما برگرديد به آغوش ملت ، و ملت شما را مىپذيرد و حكومت اسلام هم شما را نگهدارى مىكند . گمان نكنيد كه اگر حكومت اسلامى آمد ، ديگر صاحب منصب نمىخواهد ؛ اينها تبليغاتى است كه مىكنند . حكومت اسلامى هم همهء اين ابزارى كه ساير حكومتها دارند دارد ، منهاى دزدى [ خندهء حضار ] ؛ دزدى را ما مىخواهيم جلويش را بگيريم ، دزدها را مىخواهيم بگيريم . آنهايى كه خدمت به وطن مىكنند ، ارجمندند پيش همهء ما ، پيش خدا هم ارجمندند . آنها همه چيز برايشان مهيا خواهد شد . آنهايى كه دزدند و اموال اين ملت را دزديدند و در خارج بردند و خوردند ، آنها البته مؤاخذه خواهند شد و گمان نكنند كه اگر از ايران رفتند بيرون ، تمام شد قضيه ! اگر اينجا بيايند ، اين جوانها هستند كه اينجا به حسابشان مىرسند [ خندهء حضار ] ؛ اگر امريكا بروند ، باز هم هستند ؛ انگلستان بروند ، باز هم هستند . اينها گمان نكنند كه پولها را بردند ، و خود شاه هم همين طور خيال اين معنا را بكند كه حالا ما پولها را مىخوريم ؛ حالا هم تا مىتوانيم مىمانيم و بعد هم با طياره سوار مىشويم و فرار مىكنيم مىرويم به امريكا ! هر جا برويد ، هستند جوانهاى غيور ايرانى در آنجا و به حساب شما خواهند آنجا رسيد . [ ان شاء اللَّه حضار ]
در هر صورت ، من از اين جوانهايى كه در ارتش هستند . . . و من مىدانم كه آنها فطرت اسلامى خودشان ، فطرت انسانى خودشان را از دست ندادهاند و اينها قلباً با ملت هستند ؛ منتها حالا تحتِ - به خيال خودشان - فرمانِ اين بزرگترهاى ارتشبدها و امثال اينها هستند ؛ و اينها را ترساندهاند از اينكه اگر يكوقتى حكومت اسلامى پيش بيايد ديگر صاحبمنصبى تو [ ى ] كار نيست . نخير ، زمان حضرت امير هم صاحبمنصبى تو [ ى ] كار بوده است منتها با يك فرم ديگرى بوده است . صاحب منصب ، آن وقت هم