اينكه همهء اينها را به خارج بردند ، آن وقت به فكر اين افتادند كه نه ، ديگر كسى نبرد ! ديگر كى نبرد ؟ ! خوب بردند ، تمام شد . سه هزار ميليون و بيشتر ، سه هزار و چند صد ميليون از خود ايشان و [ مزدورهاى ] اين بوده است كه حالا بردند . آنهايى كه قبلًا بردند خدا مىداند چقدر است . از اول اينها شروع كردند به بردن ! رضا شاه جواهرات ايران را آن وقتى كه مىخواستند بيرونش كنند ، جواهرات را آن طورى كه براى من نقل كردند از يك صاحبمنصبى ، يكى از آقايان نقل كرد از يك صاحبمنصبى كه همراه بوده است كه چمدانهاى - وقتى رضا شاه را متفقين آمدند و بيرونش كردند ، در اين خلالى كه مىخواست برود - چمدانهاى جواهر را پر كرد ، چمدانها را از جواهرات ايران ؛ و راه افتادند كه ببرند منتها بين دريا - همان صاحب منصب نقل كرده بود كه - در بين دريا كه با كشتى اين آدم را مىبردند ، يك جايى نگه داشتند و يك چيز ديگرى ، يك بَلَمى يا يك كشتى - كه آن شخص گفته بود مخصوص حمل دَواب بوده ! - آنها آوردند متصل كردند به اين كشتى و به او گفتند كه تو برو توى آن كشتى ، لكن همان جا چمدانها را برداشتند و انگليسىها بردند ، تمام شد . آن زمانِ او آن كار را كردند ، غير از آنهايى كه دزديده بود و برده بود .
يكوقتى در يك سفر رفته بود ، يك سفرى كه مورد خطر شايد بود ، مرحوم مدرس - رحمهُ اللَّه - كه آن روز مخالف با رضا شاه بود و جانش را هم سر همان مخالفت داد ، گفته بود كه من دعا كردم به شما در اين سفر كه سالم برگرديد . خيلى خوشحال شده بود كه مدرس به او دعا كرده . گفته بود دعا كرديد ؟ خوب ، ايشان گفته بود آخر نكته دارد ؛ اين است كه اگر تو در اين سفر مرده بودى همهء اموال ما از بين رفته بود ، من مىخواهم زنده باشى تا اموالمان را پيدا كنيم ! در زمان او آن كار را او مىكرد ؛ در اين زمان هم از اولى كه ايشان وارد سلطنت شده - ديگر جلوتر خيلى تجربه كرده است ، تجربههاى پدر را داشته است - از اول بنا گذاشته به اينكه اموال را ببرد بانكهاى خارجى . بانكهاى امريكا ، هر جاى ديگر ، در آنجاها انبار كردند اموال اين ملت را كه وقتى اگر يك اتفاقى افتاد برود سراغ اين اموال .
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: السيد الخميني
ص١٩٦