تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
دهات ديگر برويد ، آنجا چه خبر است ! خدا مىداند چه خبر است ! آب ندارند ؛ بهدارى نيست . در خود روزنامه‌ها مىنويسند بيست تا دِهْ هست كه يك بهدارى در آن نيست ، يك طبيب ندارد ؛ آب ندارند . در روزنامهء اطلاعات يا كيهان يكوقتى بود - در چند سال پيش از اين - كه اينها از بىآبى ، آن قدر بىآب هستند كه صبح وقتى اين بچه از خواب بيدار مىشود تراخُم دارد ، چشمش بسته است و . . . كرده است كه به هم بسته است ، مىخواهند چشمش را باز كنند ، مادرش با بول اين را [ شستشو ] مىكند ! مىمالد تا اين چشمش باز بشود ! يك همچو زندگى ملت ما در دست اين آدم دارد . پولها را مىبرند و در خارج براى خودشان ويلا درست مىكنند . و اين كلمه را مكرر گفتم ولى باز هم عرض مىكنم كه - نوشته بود به من ، حالا در يك مجله‌اى بوده است كه يادم نيست اين را ، نوشته بود كه من خواندم اين را يا در يك چيزى بود كه براى من خواندند اين را كه - يك ويلايى براى خواهر اين شاه ( يك كدام از اين خواهرانش ) يك ويلايى خريده‌اند به چه قيمت ، آن را من يادم نيست اما نوشته بود كه شش ميليون دلار يعنى سى و پنج ميليون تومان خرج ، شش ميليون دلار خرج گلكارى آنجا شده ! يك همچو ويلايى از پول كى ؟ ما كه رضا خان را مىشناختيم وقتى كه آمد اينجا يك آدم لختى بود ؛ يك سرهنگى بود كه آمد اينجا . يك نفر از آقايانى كه نوارهايش را براى من فرستاده بود و من گوش كردم كه چه كردند در اين اسفالت كه قرارداد كردند ، نوشته بود كه هر مترى نمىدانم چقدر ، چند صد دلار خرجش كردند ! يعنى خوردند و درست نكردند .

ادارهء مملكت به طريق صحيح

ما الآن هيچ نداريم ؛ ما لختيم ؛ بيچاره ! اگر اين هم برود تا مدتهاى زياد بايد زحمت بكشند كه اين خرابيهايى كه اين كرده جبران بكنند ؛ اگر بتوانند . اگر ايشان برود زمين و زمان به هم مىخورد ! زمين و آسمان به هم مىخورد ! اگر ايشان برود ثبات ناحيه به هم مىخورد ! كدام ثبات ناحيه به هم مىخورد ؟ بله اگر ايشان بروند ژاندارم نيستند براى