سخنرانى [ در جمع ايرانيان مقيم خارج ( شاه ، مجرم واقعى است ) ]
زمان : 18 آبان 1357 / 8 ذى الحجه 1398
مكان : پاريس ، نوفل لوشاتو
موضوع : شاه ، مجرم واقعى است
حضار : دانشجويان و ايرانيان مقيم خارج
اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
از دست و پاهايى كه شاه دارد مىزند ، يكى هم اين شريك جرمهايش است كه اينها را - يك عدهء آنها را - گرفتهاند . در اين حكومت نظامى ، يعنى در دولت نظامى و حكومت نظامى كه به پا كردند ، ديدند كه خيلى فايده نكرد ؛ حالا يك راه ديگرى پيش گرفتند . و آن اينكه آنهايى كه ديروز با او شريك جرم بودند ، بعضىشان دوازده سال ، سيزده سال در همهء جناياتى كه شاه كرده است شريك بودند « 1 » ، حالا به عنوان اينكه آن خيانت كرده و جرم كرده است گرفتهاند . آن شريك را گرفتهاند كه اين شريك محفوظ بماند ! گمان كردند كه مردم الآن ، همهء اذهان مردم ، متوجهاند كه آن شريكها را گرفتهاند ، ديگر مسألهاى نيست و بايد مردم اجازه بدهند كه شاه باشد ! براى اينكه خوب ، شما مگر چه مىخواهيد ؟ شاه از آن طرف آمده است عذرخواهى كرده است و ببخشيد من اشتباه كرده بودم ! بعد از اين هم ديگر من اشتباه نمىكنم ! از آن طرف هم خوب ، زندانيهاى سياسى را - خيلى از آنها را - رها كرده است : از اهل علم ، از جماعت سياسى و ساير طبقات ؛ از اين طرف هم يك عدهاى از اين اشخاصى كه در دولتها بودند و آنها خلاف كردهاند - همه را ، اين عده را گرفته است و مىخواهد كه اينها را محاكمه - مثلًا - بكند !
مىگويد شما ملت ايران چرا اين قدر لجاجت مىكنيد ؟ . . . « اعليحضرت » باشم ! ديگر شاه از اين بهتر كجا ما پيدا بكنيم كه دزدها را گرفته و سياسيها را رها كرده ، زندانيها را رها كرده و قول و قرار هم داده به اينكه بعد از اين ديگر زاهد بشود و عابد و مسلمان ! و ديگر
هامش
( 1 ) - دستگيرى امير عباس هويدا ( نخست وزير سيزده ساله ) و ديگر مسئولان رژيم در 16 آبان 1357