تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢

سخنرانى [ در جمع ايرانيان مقيم پاريس دربارهء جنايات شاه و اهداف انقلاب ]

زمان : 19 مهر 1357 / 8 ذى القعدة 1398 مكان : پاريس ، نوفل لوشاتو موضوع : هجرت به پاريس - جنايات شاه - اهداف انقلاب حضار : ايرانيان مقيم پاريس [ بسم اللَّه الرحمن الرحيم ]

شرح هجرت از عراق و ورود به فرانسه

. . . و بعدش رئيس اطلاعاتشان آمد پيش من و راجع به اينكه : شما خوب است ايران را مسلح نكنيد ، خوب است فعاليت نكنيد ؛ ما تعهداتى داريم نسبت به دولت ايران ، من گفتم كه خوب ، شما تعهداتى نسبت به دولت ايران داريد اما من نسبت به آن تعهدى ندارم ؛ و ما هم تعهداتى خودمان داريم نسبت به اسلام و نسبت به ملت خودمان . ما به كار خودمان ادامه مىدهيم ، شما هم هر كارى مىخواهيد بكنيد . گفت : آخر شما هر روز اعلاميه مىدهيد ، هر روز يك نوارى مىفرستيد و چه مىكنيد ؛ اين را كمش كنيد . گفتم نه ! من اعلاميه مىدهم ، نوار هم پر مىكنم و مىفرستم . منبر هم اگر رفتم صحبت مىكنم . اينها چيزى است كه من نمىتوانم خلافش را بكنم . او هم رفت و بعد تشديد كردند به طورى كه من ديدم كه اينها ديگر تحمل مطلب را ندارند ؛ و پيشتر چون اين را گفته بود كه فلانى حالا هيچ اما شماها ( رفقاى ما ) را چه خواهيم كرد ، من ديدم كه ممكن است يكوقتى اينها به رفقاى ما يك تعرضى بكنند و ما هم مكانى پيشمان مطرح نيست ، ما مىخواهيم كارمان را انجام بدهيم ، بنا گذاشتم كه بروم به كويت و از آنجا بعد به يكى از ممالك اسلامى بروم . با اينكه ويزا هم داشتيم ، در سر حد كويت باز دولت كويت مانع شدند از اينكه ما برويم . حتى اجازهء اينكه ما برويم به فرودگاه از آنجا پرواز كنيم ، آن قدر هم اجازه ندادند . ما باز برگشتيم به عراق . معلوم شد كه خود آنها هم تفاهمى داشتند ؛ منتظر ما بودند ! همان جمعيتى كه ما را آورده بودند باز آنجا ايستاده بودند ! ما برگشتيم عراق و ما را بردند بصره و بعد از چندين ساعت بردند بغداد . و از بغداد هم ديديم كه