تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
جا ، اينها مشتى آشوبگر هستند ! آنكه آشوبگر نيست محمد رضا خان است ! اين آشوبگر نيست ! اين مصلح است ! اين دارد ما را به « دروازهء تمدن بزرگ » وارد مىكند !

كتاب منسوب به شاه و جنايات پنجاه سال سلطنت پهلوى

اين كتابى كه براى ايشان نوشته‌اند « 1 » - خودش كه عقلش نمىرسد كه بنويسد ، اينها برايش مىنويسند ! من نمىدانم حالا مطالعه هم كرده است كه بفهمد چه جَفَنْگهايى توى اين كتاب هست يا مطالعه هم نكرده ؛ اگر كسى اين كتاب را ببيند ، واقعاً خجالت مىكشد كه يك قلمى اين طور ، اين طور بىبند و بار [ باشد ] . اين همه اختناق ، اين همه گرفتارى مردم ، اين همه كشتار ، اين همه زدوبند ، اين همه فروختن ملت به اجانب ، اين همه خيانت بر ملتِ مُسْلم ايران ، اينها را همه « خدمتگزارى » [ و ] « آزادى » در ايران [ وانموده كرده است ] يك آزادىاى كه هيچ كس نمىداند ! هر كس اين كتاب را بخواند و از كرهء مشترى آمده باشد و اين كتاب را بخواند خيال مىكند كه اين يك مطلبى است كه همان طرز فكر افلاطون است ! معلوم مىشود كه ايران يك عالَم ديگرى است ! يك عالمى ماوراى اين عالَم است ! اما وقتى كه بيايد در ايران وارد بشود و ببيند طرز حكومت ايران چه جور است و طرز حكومت شاه چه جور است ، آن وقت مىفهمد كه همه‌اش لاف و گزاف [ است ] ؛ بى خود گفتن ، توى كتاب نوشتن . بخوانيد اين كتاب را . البته كسى كه نوشته آدم مطلعى هم بوده است . اين حالا نمىدانم خودش مطالعه كرده يا نكرده ، اما آن آدم ، آدم مطلعى بوده است كه نوشته لكن نشسته و از ماوراى طبيعت ، از ماوراى اين عالَم [ مطالبى ] نوشته [ است ] ايشان هم كه مىخواهند ما را به دروازهء تمدن بزرگ برسانند ! يعنى اين كار انجام شده ، ما در دروازهء تمدن هستيم ! الآن ما وارد شهر ماوراى طبيعت هستيم ! در تمدن بزرگ ما الآن وارد هستيم ! اما چه داريم ؟ شما يك چيزى كه ما داشته باشيم ، خودمان داشته باشيم ، جز دروغ گفتن و گزافه كه از خودمان است ، ماوراى آن ما چه داريم ؟ جز
هامش
( 1 ) - « به سوى تمدن بزرگ » .
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 385 | السيد الخميني