تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
از اصفهان اطلاع نرسيده ، مىرسد اطلاع ؛ نمىشود نباشد . ما چه بكنيم با اين وضع ؟ با اين واقعاً انسان متحير است چه بكند . منطق اينها منطق مسلسل است ، منطق ما منطق سكوت ! بايد سكوت كنيم ! چاره نيست ! منطق آنها سيلى زدن است ، منطق ما سيلى خوردن ! به حضرت عيسى هم نسبت داده‌اند كه يكوقت فرمود كه اگر اين طرف من سيلى بزنند ، آن طرف [ هم ] سيلى [ بزنند ] ! همچو حضرت عيسى را ما نمىخواهيم . حضرت عيسى نمىگويد همچو چيزى . اين منطق تنبلهاست . حضرت عيسى پيغمبر اعظم است ؛ آن كسى است كه در مهدش شروع مىكند به گفتن كه من چه مىكنم ، چه مىكنم ، اقامهء صلات مىكنم ، چه مىكنم ، چه مىكنم . در مهدْ پيغمبرِ مبعوث بوده به حَسَب مثال قرآن « 1 » يك همچو موجودى حرفهاى تنبلها را مىزند ؟ ! حرفهاى بىعرضه‌ها را مىزند كه اگر اين طرف بزنند ؟ اين را همين ، همين اشخاص ، همينهايى كه به عيسى منتسبند - اينها عيسوى كه نيستند ، منتسبند - همين اشخاص اينها را درست كرده‌اند كه اين عيسويها و اين كاتوليكها و اينها را بازى شان بدهند . آنها هم - احمقها - بازى خوردند و لهذا در مقابل حكومتشان هيچ نمىكنند .

ائمه ، سراسر عمر در مبارزه با ظلم

از آن طرف ، در بين ما هم اشخاصى هستند كه [ مىگويند ] اولو الامر هر چه ، هر زهر مارى مىخواهد باشد ، بايد ما از او اطاعت كنيم ! اولو الامر است ! اولو الامر يعنى زورگو ! با زورگو نبايد حرف زد . خوب ، پس چرا امام حسن مخالفت كرد ؟ چرا امام حسين مخالفت كرد با اولو الامر ، آن وقت كه اولو الامر عبارت از يزيد بود ؟
تُؤْتِي الْمُلْكَ
« 2 » يكى از آخوندها به من نوشته بود - چند سال پيش از اين - كه شما مخالفت چرا مىكنيد با او ؛
تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ
؛ خداوند هر كس را مىخواهد [ سلطنت مىدهد ] ، اين
هامش
( 1 ) - سورهء مريم ، آيهء 29 - 33 . ( 2 ) - بخشى از آيهء 26 سورهء آل عمران .