خوب ، غلط كردى رفتى قاضى شدى ، رها كن . الآن ادارهء مملكت ما ، هر گوشهاش را دست بگذاريد ، اسلحه دست غير صالحها هست . و سَرِ همهء امور هم برمىگردد به دربار ، و برمىگردد به اين شخص . اين را بايد از بين برد .
من نمىدانم كه اين ارتش چرا خواب است . آخر چرا اين قدر ذلت مىكشد . چند روز بيشتر نگذشته بود از رفتن كارتر زهر مارى ، اين بساط را درست كرد . حالا هم اولش است ؛ اگر مجال به او بدهند اوّلش است ، اگر تنبه پيدا نكرده باشند كه چند نفر را كشتند و يك هياهويى پيدا شد كه موجش در همهء دنيا رفت و همهء عالَم فهميدند و راديو صدايش را به خارج و همه جا پر كرد . راديوى خودشان هم هر چه مىخواهد بگويد . مگر مردم ديگر بازى مىخورند از اين حرفها . ملت بيدار شده . آقا ، مردم بيدار شدند ؛ اگر مردم بيدار نبودند كه بازارها را اين جور نمىبستند . روز جمعه ، روز پنجشنبه - از قرارى كه هم نقل شده است و هم مقاماتِ اطلاعات رسمى اطلاع دادهاند - بازار تهران اعتراضاً تعطيل شده . و مسئلهء تعطيل بازار تهران يك امر عادى نيست ، يك امر خلاف عادت است . هيچ كس نمىتواند اين كار را بكند . اين احساسات و بيدارى ملت است كه اين كار را انجام داده . اين آقا كه مىگفت كه « همه با من موافقند » ، اين بازار تهران ، آن هم بازار اهواز ، آن هم اصفهان ، آن هم شيراز ! اين كيفيت زندگى ماست .
لزوم اتحاد همهء اقشار
ما اميدواريم كه همهء طبقات ، چه طبقات علما و مجتهدين و چه طبقات محصلين علوم دينيه و چه بازاريها - بازرگانها و چه لشكريها و كشوريها ، كه همه خون دل مىخورند از دست اين خبيث ، ما اميدواريم كه تمام اينها دست اتحاد به هم بدهند ، احزاب سياسى ما مستقلًا كار نكنند ، همه با هم روابط داشته باشند . همان طورى كه حالا در اين قصه - قضيهء اخير - همه اظهار تنفر كردند ؛ و هم بعض احزاب سياسى اظهار تنفر كردند ، و هم علما و هم اهل بازار و هم دانشگاهيها و همه . هم خارجيها براى ما تلگراف كردند و اظهار تنفر خودشان را از دستگاه كردهاند ؛ از امريكا ، از اروپا . و آنها بعضى شان نوشتند سيصد نفر در اين قضيه از بين رفته است .