معصيتى بكند ، اين جامعه را فاسد مىكند :
اذا فَسَدَ العالِمُ فَسَدَ العالَم . « 1 »
اين يك مطلب واضحى است كه هر مقدارى كه شعاع وجودى اين عالِم است ، همان مقدار فاسد مىكند . الآن عالِمهايى پيدا مىشود - كه در فرض كنيد - كه يك جايى ، در تهران ، در جاهاى ديگر ، پيدا مىشود كه همان جا كه هستند يك محله را به گند زدهاند ! خوب گند اين آخوند در آنجا يك محله را برده ؛ در جهنم هم گندش را همه مىشنوند ؛ اذيت مىكند همه را .
قرآن كريم : امانت نزد ما
ما وظيفه نداريم ؟ آقا ، اين قرآن ، اين قرآن كريم پيش ما امانت است ؛ ما وظيفه نداريم حفظ اين قرآن كريم را بكنيم ؟ حفظ اين احكام اسلام را ما وظيفه نداريم بكنيم ؟ وظيفهء ما همين است كه يك مطالب اصولى را بحث كنيم تا آخر . بعد از پنجاه سال كه مطالب اصولى هم خيلى درست شده است ، وقتى كه اخلاقش را ، عرض مىكنم آدابش را ، آداب دينىاش را اينها . . . اينها نيست اين طور . بايد از اول اين مطلب را شما در نظر داشته باشيد ، شما جوانيد مىتوانيد ، از اول هر قدمى كه براى علم برمىداريد ، همان قدر يك قدم هم براى تقوا برداريد ؛ براى تهذيب نفس برداريد ؛ براى اينكه هواى نفس را كم كنيد برداريد .
اعظمِ معاصى : اختلاف علما
براى چى شما نزاع با هم داريد ؟ آخر چهتان است ؟ چه دشمنىاى با هم داريد شما ؟ هر كدام از يك بلدى هستيد ، همهتان هم اهل علم هستيد ، و همهتان هم ان شاء اللَّه خوب هستيد ، چرا بايد اين طور باشد كه بگويند كه آقايان اگر چنانچه يك صحبتى نشود ، اگر چنانچه يك موعظهاى نشود ، ممكن است يك انفجارى حاصل بشود ! ممكن است كه به جان هم بيفتند ! آخر چرا ؟ سر چى شما دعوا داريد ؟ شما خيال مىكنيد دعواى شما دعواى بين دو نفر پهلوان است ؟ دعواى شما پيش خدا اعظمِ از همهء معاصى است ؛ . . . براى اينكه يك جامعه را شما به گند مىزنيد ؛ يك نجف را شما ساقط مىكنيد در نظر
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 74 ، ص 138 .